شمانیوز

کاش میشد به جای فصل امتحانات فصل آغوش یار را هم داشتیم…

کاش میشد به جای فصل امتحانات

فصل آغوش یار را هم داشتیم…

آنوقت خرداد

شهریور

دی

همه را مردود میشدم

و تا ابد حبس در آغوشت میشدم…

 

 

 

 

کمی برایم

عشق دم کن

عطر عاشقانه اش

با من

قند بوسه هایش

با تو …

 

 

 

عشق همان عطری ست

که از تو بر شانه ام می ماند

عطر نیستی که پریدن بدانی

تو را از من بشویند

آب میروم..

 

 

 

خیلى زیباست

کسى رو پیدا کنى که

باعث بشه مشکلاتت

رو فراموش کنى

 

 

 

دوست داشتن تو…

بساط من است…

هیچکس نمیتواند،جمعش کند!

 

 

 

 

تو را دوست می‌دارم

بی آنکه بدانم تو ضرورتِ منی

آب را که می‌نوشی

هوا را که می‌بلعی

نمی‌فهمی جیره‌بندی چه مکافاتی‌ست

تنها در نبودِ تو بود

که فهمیدم

دوست داشتنِ تو

مایه‌ی حیات من است…

 

 

 

ﻫﻮﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﯿﺞ ﺷﻮﻡ ﺍﺯ ﺗــﻮ …

ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺴﺖ ﺷﻮﯼ ﺍﺯ ﻣـﻦ

ﺯﻣﯿﻦ ﺳﺮﮔﯿﺠﻪ ﺑﮕﯿﺮﺩ …

ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ” ﻣـﺎ” ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ

ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﯿﻢ

 

 

 

هر صبح …

بوی تو می دهد پیرهنم !

بس که تمامِ شب ،

تنگ در آغوش گرفته ام ؛

خیالت را …!

 

 

منتظرم

یک نفر بیاید که حواسش یک سره،

در حیاط خیال من ول بچرخد

یک نفر که در حوض رویایم تن بشوید

یک نفر که یک نفر نباشد،

یک دُنیا باشد

 

منبع:ایران ناز

 

آیا این خبر مفید بود؟
جهت مشاهده نظرات دیگران اینجا کلیک کنید

آنچه دیگران میخوانند :
    تبلیغات متنی
    
    روی خط رسانه