شمانیوز

یادداشت وارده/نفسیه زارعی

زمانی نه چندان دور شیب خیابان های کلان شهرها تعیین کننده تغییرات گوناگون فرهنگی و اجتماعی بود، هرچه این شیب از بالا به پایین بیش و کم می شد رنگ و بوی محله ها و آدم ها تفاوت می کرد؛ اما چند صباحی است که این شیب دیگر تعیین کننده رفتارها، حرکات و حتی پوشش شهرنشین ها نیست، تفاوت بچه های بالای شهر و پایین شهر در نگاه نخست قابل درک نیست؛ البته به همین میزان فاصله شهرنشینی و روستانشینی هم کم شده است. بخشی از این فرایند که می توان برآوردهای دو سویه مثبت و منفی از آن داشت ناشی از هجوم اطلاعات، رشد فناوری داده و البته عدم درک صحیح از سواد رسانه ای است. برای شفاف تر شدن این مهم کافی است سری به فضای مجازی بزنیم؛ انتشار بی حدوحصر تصاویر شخصی که یک زمان تنها جایشان در آلبوم های خانوادگی بود زنگ هشدار اولیه یک آسیب فرهنگی را گوشزد می کرد، دامنه جامعه ای که از تفریحات لاکچری، زندگی های اعیانی و خوشبختی های مجازیشان تصاویری را منتشر می کردند آنقدر گسترده شد که پدیده ای به اسم زیست مجازی را ایجاد کرد؛ این زیست ناخودآگاه زندگی حقیقی را تحت الشعاع قرار داد اما ماجرا به همین جا ختم نشد در این موج گسترده حتی دختران و زنان جوان با ظاهرهای مذهبی نیز وارد شدند و صفحات اجتماعیشان مملو از تصاویری با ظواهر متفاوت از زوایای گوناگون زندگی شخصیشان شد مهسا محمدزاده جامعه شناس در خصوص این رفتارها می گوید: زیست مجازی یکی از معضلات در کشورهایی مانند کشور ماست، این زیست تمام ابعاد زندگی حقیقی افراد را تحت الشعاع قرار می دهد؛ علت اصلی این مسئله هم عدم توجه به سواد رسانه ای است، رسانه ها زندگی واقعی انسان ها را دچار دگرگونی می کنند.

 

تا همین چندسال پیش ما با پدیده هایی مثل سگ گردانی در خیابان، نمایش ماشین، لباس، تغییرات فیزیکی ناشی از جراحی و… مواجه نبودیم، چارچوب زندگی های شخصی مشخص بود اما با مرور زمان این چارچوب ها باز و بازتر شد و در نتیجه تغییرات فرهنگی عمیقی را در جامعه ما ایجاد کرد، چرخه سبک زندگی ایرانی- اسلامی دستخوش دگرگونی در حوزه های مختلف مثل پوشش، زندگی خانوادگی، زیست اجتماعی و… شد و دامنه آن به زندگی حقیقی کشیده شد. اکنون زیست مجازی تعیین کننده زیست طبیعی است، هدایت جریان مد، مقابله با برخی از آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد، ایجاد برخی از آسیب ها و ناهنجاری های جامعه شناختی از طریق کمپین ها و ضدکمپین ها، شکل گیری جامعه هدفی که بدون تفکر و پیشینه فکری هستند نظیر سلبریتی ها و… تنها گوشه ای از جریانی است که حوادث مختلفی را به جامعه ما تحمیل می کند و باید برای این تغییرات فرهنگی اقدام یا ضداقدامی مؤثر توسط سیاستگذاران فرهنگی باید صورت بگیرد.

 

دگرگونی های فرهنگی که البته دامنه آن به محیط های کوچک نظیر شهرستان ها و روستاها هم کشیده شده است در بازه زمانی بلند مدت جامعه سنتی ما را با مخاطراتی مواجه می کند، این مخاطرات علاوه بر فرهنگ، اقتصاد ما را هم گرفتار و بیمار می کند، زیرا ایجاد جامعه مصرفی که نیازهای مازاد مصرف عادی دارند نرم نرمک فرعیات را تبدیل به امور اصلی می کند و در نهایت اولویت های مصرف و تولید دگرگون می شود. چنانچه واردات غذای حیوان خانگی مثل سگ و گربه در زمره اولیت ها قرار گرفته است؛ به هر ترتیب آگاه سازی جامعه نسبت به هویت ملی- مذهبی آن هم با پرهیز از افراط و تفریط مسئله ای است که نباید از نظر دور داشته شود و متولیان و کارگزاران فرهنگی با اتکا به توان مردمی و نهادهای وابسته اعم از سیما، مراکز اموزش عالی، مدارس و… برای آن چاره ای بیاندیشند.

 

آیا این خبر مفید بود؟
جهت مشاهده نظرات دیگران اینجا کلیک کنید