شمانیوز
کد خبر : 914545

اسدالله عسگراولادی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی درگذشت.

به گزارش شمانیوز به نقل از ایسنا، اسدالله عسگراولادی چند روز قبل به علل عارضه مغزی در بخش مراقبت های ویژه بیمارستانی بستری شده بود.

مرحوم اسدالله عسگراولادی از برجسته‌ترین بازرگانان ایرانی، معروف‌ترین صادرکننده خشکبار ایران، عضو اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در تمام دوران پس از انقلاب و رئیس اتاق بازرگانی و صنایع ایران و چین بود. اسدالله عسگراولادی برادر حبیب‌الله عسگراولادی از چهره های مهم  و تاثیرگذار جریان اصولگرایی بود که وی نیز چند سال قبل دارفانی را وداع گفت.

 

547368_472

 

 بستری شدن اسدالله عسگر اولادی در بیمارستان 

حاج «اسدالله عسگراولادی» عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی از جمعه هفته گذشته تاکنون به دلیل بروز عارضه مغزی در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری شده بود.

 

اسدالله عسگر اولادی از اعضای قدیمی حزب موتلفه اسلامی و برادر مرحوم حبیب الله عسگر اولادی از مبارزه قدیمی انقلاب اسلامی است. او علاوه بر این عضو اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و رئیس اتاق بازرگانی و صنایع ایران و چین نیز هست.

 

ثروت اسدالله عسگراولادی از زبان خودش

اسدالله عسگراولادی می‌گوید: در تمام تهران یک انبار دارم، یک دفتر کار دارم و یک خانه. البته قیمتشان بالاست. خانه‌ام خیابان فرشته است. انبارم بزرگ‌ترین انبار تهران است. اینها را دارم اما نمی‌توانم بگویم این افسانه‌سازی‌ها (درباره ثروتم) درست است.

ثروت اسدالله عسگراولادی از زبان خودش

 

اسدالله عسگراولادی که این روزها فعالیت‌های تشکلی خود را به ریاست اتاق مشترک ایران و چین، هیات مدیره‌ای اتاق بین‌المللی پاریس و عضویت در هیات نمایندگان اتاق‌های تهران و ایران محدود کرده، از رازهای موفقیت خود و برنامه‌های روزانه‌اش سخن می‌گوید.

 

به گزارش تجارت‌نیوز، این پیشکسوت اتاق بازرگانی راز موفقیت خود را سه مورد عنوان کرده است: یکی اینکه زودتر از دیگران مطلع می‌شود؛ دوم اینکه زودتر از دیگران تصمیم‌گیری می‌کند و سوم هم اینکه وقتی تصمیم می‌گیرد با پشتکار عمل می‌کند.

 

با این حال اسدالله عسگراولادی در این گفتگوی خود با جمعه‌نامه ضمیمه روزنامه دنیای اقتصاد از وضعیت کسب‌وکار این طور گلایه می‌کند: «اخیرا در آخرین جلسه‌ای که با آقای سیف (رئیس کل بانک مرکزی) داشتم، رئیس‌جمهور هم نشسته بود. به او گفتم من از دستت عصبانی‌ام. گفتم می‌خواهم بروم دماوند یک باغچه بخرم. شلغم بکارم و بفروشم و از این طریق زندگی را اداره کنم تا از شر تو راحت شوم.»

 

سخنان او درباره ثروتش نیز شنیدنی است: «بعضی‌ها می‌گویند من هفتمین فرد ثروتمند ایران هستم حتی بعضی‌ دیگر می‌گویند چهارمین ثروتمند ایرانی هستم. اما من هفت هزارمین ثروتمند هم نیستم.»

 

اسدالله عسگراولادی اضافه می‌کند: «من سرمایه‌دار نیستم. ولی سرمایه‌گذار هستم. پول دارم ولی نه به آن اندازه که می‌گویند. غنی هستم، ثروتمند نیستم. ولی محتاج به کسی هم نیستم. در تمام تهران یک انبار دارم، یک دفتر کار دارم و یک خانه. البته قیمتشان بالاست. خانه‌ام خیابان فرشته است. انبارم بزرگ‌ترین انبار تهران است. اینها را دارم اما نمی‌توانم بگویم این افسانه‌سازی‌ها (درباره ثروتم) درست است. هیچ‌وقت هم جلوی قاضی نایستاده‌ام. نه محاکمه شده‌ام نه کسی را پای میز محاکمه کشانده‌ام. اگر طلبکار بودم یا گرفته‌ام یا بخشیده‌ام. به هر حال من تکاثر ثروت ندارم.»

 

من باغ پسته ندارم، چون پسته را می‌خرم و می‌فروشم. اما پسرم را وارد این کار کردم. پسرم الان صاحب بیش از ۴۰۰ هکتار باغ پسته در یزد است. اما من از او پسته نمی‌خرم.

 

گزیده‌هایی از سخنان او در این مصاحبه را می‌خوانید:

من ۵۰ تا ۶۰ سال است که نیم ساعت مانده به اذان صبح بیدارم، ساعت ۶ استخر می‌روم و ۷ از خانه بیرون می‌آیم. اصلا نمی‌توانم در خانه بمانم. آفتاب به آفتاب بیرون از خانه هستم. اول به دفتر شخصی ام سر می‌زنم و کارهایم را که انجام دادم به اتاق ایران و چین می‌آیم. جلساتی که دعوت می‌شوم را می‌روم. هر روز هم به چند جلسه دعوت می‌شوم. در گذشته هر ماه ۲ سفر کاری و شغلی به خارج از کشور می‌رفتم.

 

دکترهای حاذقی در چین و ژاپن به من توصیه کردند سه چیز را رعایت کنم. اول اینکه غذا که می‌خورم سیر نشده از سر سفره بلند شوم، دوم اینکه حرص نخورم اصلا انگار دنیا وجود ندارد. ولی من می‌گویم مگر می‌شود؟ اما آنها اعتقاد دارند اگر می‌خواهید عمر طولانی داشته باشید، باید دنیا را بی‌خیال شوید. سومین توصیه این بود که حتما میان روز نیم ساعت چرت بزنم.

 

تا الان که اینجا نشسته‌ام هیچ وامی از هیچ بانکی دریافت نکرده‌ام. بدهی به هیچ‌کس هم ندارم. ستون ضرر هم در دفترم ندارم. من به واسطه اطلاعاتی که از بازار کسب می‌کنم و در روزنامه‌ها می‌خوانم و در تلویزیون می‌بینم، می‌توانم زودتر از اتفاقات مطلع شوم. بیکار نمی‌نشینم. دائما در حال کسب اطلاعات هستم. حتی موقع ناهار و در مراسم ختم اطلاعات را از افراد مختلف در حوزه‌های مختلف چه سیاسی و چه اقتصادی کسب می‌کنم. از نمایندگان مجلس از اوضاع آنجا خبردار می‌شوم و از نمایندگان شورای شهر اوضاع شورا را.

 

شعاری هم دارم که به همه می‌گویم: هیچ وقت به هیچ کس بیش از یک‌هفتم سرمایه‌ام را نسیه نمی‌دهم هرچقدر هم آن فرد معتبر باشد. چراکه اگر آن میزان به خطر افتاد، همه دارایی‌ام را یکجا نبازم. هیچ وقت هم نسیه خرید نمی‌کنم. یا نقد پرداخت می‌کنم یا بر اساس اعتماد دوطرفه خرید می‌کنم. همیشه هم یک برگ چک توی جیبم است. برای اینکه وقتی مجبور شوم در نمانم. اینها شعار من است. در این شعارها هم موفق هستم.

 

روزگاری ۶۰۰ نفر کارمند داشتم؛ اما امروز ۸۰ نفر برایم کار می‌کنند. البته تعدیل نیرو نکردم؛ خودشان رفتند و به کار دیگر مشغول شدند. من شعبه‌هایی را در مشهد، قم، تهران، سیرجان، کرمان و رفسنجان داشتم که همه را تعطیل کردم. در خارج از کشور هم ۴ شعبه در دبی، لندن، هامبورگ و هنگ کنگ دارم.

 

من باغ پسته ندارم، چون پسته را می‌خرم و می‌فروشم. اما پسرم را وارد این کار کردم. پسرم الان صاحب بیش از ۴۰۰ هکتار باغ پسته در یزد است. اما من از او پسته نمی‌خرم. او خودش پسته را تولید می‌کند و می‌فروشد و صادر می‌کند. سالانه ۱۰ تا ۱۵ هزار تن پسته صادر می‌کند. من فن کار را به او یاد دادم. باید روی پای خودش بایستد.

 

 

آیا این خبر مفید بود؟
جهت مشاهده نظرات دیگران اینجا کلیک کنید