شمانیوز

رپرتاز اگهی/

شعر عاشقانه از پرطرفدارترین موضوعات شعر فارسی است. شاعران بنامی همچون حافظ و مولانا در قدیم و فاضل نظری و فریدون مشیری در دوران معاصر به سرودن شعر عاشقانه پرداخته اند.

 

شعر عاشقانه یکی از گونه های زیبای ادبی است و همواره جزء اولین موضوعات در شعر اغلب شاعران بوده است. در ادبیات فارسی شاعران پر آوازه‌ و توانایی به سرودن شعر عاشقانه در وصف معشوق پرداخته‌اند. از جمله این شاعران می‌توان به حافظ، سعدی، مولانا و عراقی در شعر قدیم و فریدون مشیری، حمید مصدق، فروغ فرخزاد، افشین یداللهی و فاضل نظری در دوران معاصر اشاره کرد. در ادامه به برخی از این اشعار خواهیم پرداخت.

 

یکی از اشعار عاشقانه مولانا به شرح زیر است:

 

عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد

از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد

 

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور

تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد

 

ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی

ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

 

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد

حلوا شده کلی حلوات مبارک باد

 

در خانقه سینه غوغاست فقیران را

ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

 

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد

دریاش همی‌گوید دریات مبارک باد

 

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد

ای طالب بالایی بالات مبارک باد

 

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده

پرهات بروییده پرهات مبارک باد

 

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی

کالای عجب بردی کالات مبارک باد

 

یکی دیگر از شاعران توانا در سرودن شعر عاشقانه، فخرالدین عراقی است؛ توانایی او در این زمینه به حدی است که که حتی حافظ شیرازی خود را در سرودن برخی از اشعار وام دار او می‌داند. چنان که حافظ در غزل ۱۳۸ به آن چنین اشاره می‌کند:

 

غزلیات عراقی‌ست سرود حافظ

که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

 

یکی از سروده های عاشقانه این شاعر توانمند که با صدای استاد شجریان در آلبوم همایون مثنوی نیز اجرا شده است، به شرح زیر است:

 

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟

 

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی

 

گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟

 

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

 

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی

 

پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

 

 

در میان شاعران معاصر فاضل نظری یکی از شاعران توانا در سرودن شعرهای عاشقانه فارسی است.

 

در ادامه یکی از زیباترین اشعار عاشقانه فاضل نظری را خواهید خواند:

 

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم

حال همه خوب است، من اما نگرانم

 

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر

مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

 

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است

صد بار تو را دیده‌ام ای غم به گمانم؟

 

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت

این‌قدر که خالی شده بعد از تو جهانم

 

از سایه سنگین تو من کمترم آیا؟

بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

 

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران

آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم

 

 

آیا این خبر مفید بود؟
جهت مشاهده نظرات دیگران اینجا کلیک کنید

آنچه دیگران میخوانند :
    
    روی خط رسانه