کد خبر : 908157

رامبد جوان و نگار جواهریان به تازگی صاحب دختری شدند و نام او را نوردخت گذاشتند.

به گزارش شمانیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران : چندی پیش ماجرای سفر رامبد جوان و همسرش به کانادا و به دنیا آوردن فرزندشان در آنجا بسیار خبرساز شد. تا جایی که رسانه‌های بسیاری به این موضوع پرداختند. پس از انتشار اخباری در این‌باره، سرانجام مجری خندوانه سکوت خود را شکست و صحبت‌هایی راجع به سفر خود مطرح کرد.

جوان در مصاحبه‌ای گفت «علت سفرم اکران فیلم «قانون مورفی» نبوده است. من آمده‌ام به مونترال و ضمناً این فیلم را هم در اینجا به نمایش می‌گذاریم.»

بیشتر بخوانید:

عکس لو رفته از مراسم ازدواج رامبد جوان با همسر اولش ماندانا روحی + بیوگرافی و تصاویر

تبریک نفر اول خنداننده شو به رامبد جوان و نگار جواهریان به مناسبت تولد دخترشان نوردخت

 

lllllllll.

بیوگرافی رامبد جوان و همسرش + زندگی شخصی و طلاق

رامبد جوان متولد 1 دی 1350 در محله تهران، بازیگر و مجری است

تحصیلات خود را تا دیپلم بیشتر ادامه نداده است، یک خواهر بزرگ تر از خود بنام پوپک دارد خانواده اش اصالتا اهل تبریز و تورک زبان هستند تابحال سه بار ازدواج کرده و دوبار طلاق داده یا گرفته است !

نام کاملش رامبد جوان تبریزی و متولد محله شهر آرا تهران است

بیشتر بخوانید:

عکس لو رفته از مراسم ازدواج رامبد جوان با همسر اولش ماندانا روحی + بیوگرافی و تصاویر

عکس و بیوگرافی رامبد جوان

 

ننه مریم پرستارم

من ننه مریمی‌ داشتم که مرا بزرگ کرد، خانم مسن لری با دامن‌ های بلند که آبله رو بود، ما خیلی همدیگر را دوست داشتیم، خدا رحمتش کند آن زمان پدر و مادرم سرکار بودند و ننه مریم از صبح تا شب می‌ زد و من بالا و پایین می‌ پریدم !

همه چیز خیلی لذت بخش بود شاید نتیجه همان روزها بود که از جایی به بعد شاد شدن انتخاب من شد

 

بیشتر بخوانند:بهرام رادان ازدواج کرد + عکس مراسم عروسی

 

شروع و شهرت

فعالیت هنری اش را از تئاتر شروع کرد

با معرفی فرهاد جم رامبد جوان در یک ایپزود از سریال همسران بازی کرد سپس بیژن بیرنگ (کارگردان) از بازی او خوشش آمد و از وی برای بازی در خانه سبز کنار خسرو شکیبایی در سال 1375 دعوت کرد

این سریال سکوی پرتاب وی برای شهرت و ادامه فعالیت هنری بود، حضورش در سریال ولایت عشق در نقش امین عباسی و سریال کت جادویی چهره اش را بسیار محبوب کرد

بیشتر بخوانید:

عکس لو رفته از مراسم ازدواج رامبد جوان با همسر اولش ماندانا روحی + بیوگرافی و تصاویر

عکس و بیوگرافی رامبد جوان

 

ازدواج اول

جوان در دهه 70 با ماندانا روحی که مانند او هنرمند بود ازدواج کردند

خطبه عقد این دو توسط سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت خوانده شد در هر حال تنها چند سال بعد زندگی زناشویی این دو به بن بست رسیده و از بکدیگر طلاق گرفتند

بیشتر بخوانید:

عکس لو رفته از مراسم ازدواج رامبد جوان با همسر اولش ماندانا روحی + بیوگرافی و تصاویر

عکس رامبد جوان و ماندانا روحی همسر اولش

عکس رامبد جوان و همسرش ماندانا روحی + علت طلاق

 

 

بیشتر بخوانند:بهرام رادان ازدواج کرد + عکس مراسم عروسی

ازدواج دوم

رامبد جوان در 27 اسفند 1387 با سحر دولتشاهی ازدواج کرد

داستان آشنایی رامبد و سحر نیز از یک نمایش تئاتر کلید خورد، دولتشاهی عضو گروه تئاتر پسیانی بود و از آن طریق با خواستگاری جوان با وی ازدواج کرد اما این وصلت هم در نهایت شش سال بعد در سال 1393 به جدایی ختم شد

رامبد جوان و همسر دومش سحر دولتشاهی

عکس رامبد جوان و همسرش سحر دولتشاهی + علت طلاق

 

ازدواج سوم

دو سال بعد از طلاق خانوم دولتشاهی عکس هایی از رابطه صمیمی رامبد جوان و نگار جواهریان شایعه رابطه این دو را سر زبان ها انداخت مدت ها طول کشید تا بصورت تلویحی رامبد جوان و نگار جواهریان از ازدواج خود پرده برداری کنند

بر اساس اذعان دوستانشان آنها در کشور یونان با یکدیگر بصورت رسمی در سال 95 ازدواج کردند، این دو در برنامه خندوانه نیز با یکدیگر همکاری میکنند

فیلم نگار تقدیم به همسرم

رامبد جوان در مصاحبه ای که بعد از نشست خبری فیلمش بنام نگار انجام داد گفت : فیلم نگار بهترین هدیه به همسرم نگار جواهریان بود

 

بیشتر بخوانند:بهرام رادان ازدواج کرد + عکس مراسم عروسی

 

رامبد جوان و همسر سومش نگار جواهریان

عکس و بیوگرافی رامبد جوان و نگار جواهریان

 

عدم علاقه به فوتبال

من از بچگی همین قدر پر جنب و جوش و پر هیجان بودم اما نمی دانم چرا هیچ وقت به فوتبال علاقه مند نشدم. این علاقه بعدها هم در من ایجاد نشد و با وجود اینکه دوستان فوتبالیست کمی ندارم

هیچ وقت به عنوان یک طرفدار فوتبال نتوانستم خودم را نشان دهم

ستاره های مورد علاقه

استیو مک کویین را خیلی دوست داشتم، عاشقش بودم، به این خاطر که موتورسواری، رانندگی و تیراندازی بلد بود و در فیلم ها به زن ها کم توجه بود !

بروسلی و جکی چان را هم دوست داشتم

عکس رامبد جوان و جناب خان + بیوگرافی کامل زندگی شخصی

 

خنداونه

ایده اولیه این برنامه خندوانه از سال 85 در ذهن من بود

اما شرایط ساخت آن به دلایل مختلف پیدا نمی شد بالاخره همه چیز با هم جور شد و بادرایت و پشتیبانی خوب مدیر محترم شبکه نسیم، یعنی دکتر کرمی که بسیار مدیر فوق‌ العاده‌ای هستند، توانستم این برنامه را با یک گروه کاملا حرفه‌ ای و دوست‌ داشتنی روی آنتن ببرم

3 اصل زندگی رامبد جوان

من در زندگی ام سه اصل دارم؛ اول اینکه نمی دانم تا چه زمانی زنده هستم پس به اتفاق‌ های قبل و بعد فکر نمی کنم و سعی میکنم در لحظه زندگی کنم

دوم اینکه دوست دارم از لحظه‌ هایم لذت ببرم و به نظرم کسی که تمام مدت ذهنش درگیر مسائل مختلف است، نمی تواند حال خوشی داشته باشد، سوم اینکه من وقتی قرار است کاری انجام دهم، به حرف‌ های دیگران توجهی نمیکنم و کارم را انجام میی دهم

عکس رامبد جوان و عادل فردوسی پور + بیوگرافی کامل

اگر بازیگر نمی شدم

موزیسین، اگر موزیسین نمی‌ شدم، جراح زیبایی می‌ شدم

اگر جراح زیبایی نمی‌ شدم بوکسور می‌ شدم، اگر بوکسور نمی‌ شدم، قهرمان شطرنج و اگر همه اینها نمی‌ شدم حتما یک چوپان می‌ شدم

تعطیلی خندوانه بخاطر بچه دار شدن

حرفه ما طوری است که همه وقت‌ مان را می‌ گیرد اما الویت من خانواده‌ ام است و تصمیم دارم خانواده‌ ام را گسترش دهم

هر کسی در زندگی‌ اش الویت دارد و من هم دوست دارم از این به بعد وقت بیشتری در کنار همسر و فرزندم داشته باشم به همین خاطر خندوانه در فصل پنجم فعلا تا یکسال آینده تولید نخواهد شد

عکس و بیوگرافی رامبد جوان و نگار جواهریان

 

جوایز + افتخارت

● سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر بهمن ۱۳۹۱ برای فیلم گناهکاران

● بهترین برنامه تلویزیونی در جشن حافظ تیر ۱۳۹۴ برای خندوانه

● جایزه بهترین کارگردانی دوره بیستم جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان را در سال ۱۳۸۴ برای فیلم اسپاگتی در هشت دقیقه

● اکران شش میلیاردی فیلم ورود آقایان ممنوع، اکران این فیلم در ۲۹ مین جشنواره فجر و انتخاب این فیلم به عنوان یکی از پرمخاطب‌ترین فیلم‌های رمضان سال ۱۳۹۰

جزئیات از زندگی

● در دوران کودکی همسایه دیوار به دیوار رضا شفیعی‌جم بوده‌است

● مدتی را به ساختن «تیزر» مشغول بوده‌است

● در فیلم گمگشته فقط در یک نمای کوتاه در فیلم حضور دارد

● در آخرین برنامه ۹۰ در سال ۱۳۹۰ به عنوان مهمان حضور پیدا کرد

کارگردانی چهار سریال

رامبد جوان کارگردانی چهار مجموعه تلویزیونی به نام‌ های گم‌ گشته، نشانی، مسافران و توطئه فامیلی را به‌ عهده داشته‌ است که مجموعه نشانی ایام نوروز ۸۷ از شبکه دو سیما پخش شد، مجموعه در ماه رمضان سال ۱۳۸۰ از سیما پخش شد که با استقبال تماشاگران مواجه شد

سریال مسافران با حضور خودش و سحر دولتشاهی جز سریال های بیادماندنی تلویزیون می باشد که مورد استقبال مردم قرار گرفت

بیوگرافی نگار جواهریان و همسرش رامبد جوان + نویسندگی

نگار جواهریان متولد ۲۲ دی ۱۳۶۱ در تهران، بازیگر است

فارغ التحصیل لیسانس رشته طراحی صحنه از دانشگاه هنر و معماری آزاد ورودی سال ۱۳۸۰ است، او ظاهرا دو خواهر و یک برادر دارد؛ علاوه بر هنر در صداپیشگی هم تجربه دارد و ترجمه هم میکند

عکس نگار جواهریان با بیوگرافی کامل و زندگی خصوصی

علاقه به هنر

قبل از دانشگاه بازیگری را از تئاتر شروع کردم

دوازده سالم بود که رفتم مدرسه ی هنر و ادبیات کودکان و نوجوانان. درواقع مدرسه نبود. یک دوره ی تئاتر دو سال و نیمه بود، برای بچه های بین هشت تا پانزده سال بود

خانواده

خیلی تئاتر دوست داشتم

با پدر و مادرم زیاد تئاتر رفته بودم. پدرم با این که مهندس راه و ساختمان است، قبلا به خاطر علاقه اش در مالکیت سینما تئاتر کوچک شریک بود. بابابزرگم هم از آن عشق سینماهای قدیمی بود

عکس نگار جواهریان و خواهرانش

عکس نگار جواهریان و خواهرانش + زندگی شخصی خانوادگی

من ترانه ۱۵ سال دارم

بازیگری را از سن ۱۵ سالگی با تئاتر شروع کرد

از همین نمایش ها در سن ۱۹ سالگی در فیلم من ترانه ۱۵ سال دارم (سال ۱۳۸۰) در نقش مریم بازی کرد و با این نقش بعنوان بهترین بازیگر نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر را کسب کرد

افتخاری دیگر

نگار جواهریان یکبار دیگر در سال ۱۳۸۷ در نقش زهرا در فیلم طلا و مس درخشید

او در ۲۸ امین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه سیمرغ بلورین در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم طلا و مس شد همچنین در چهاردهمین جشن خانه سینما نیز برای فیلم طلا و مس تندیس بهترین بازیگر زن نقش اول را از آن خود کرد

عکس نگار جواهریان و همسرش رامبد جوان

عکس نگار جواهریان و همسرش رامبد جوان + ماجرای ازدواج

ازدواج با رامبد جوان

خبر ازدواج نگار جواهریان با رامبد جوان که در ابتدا شایعه بنظر می رسد با انتشار عکس های دو نفره جدی تر شد و در نهایت خبر رسید در سال ۹۵ این دو در کشور یونان با حضور چند بازیگر و شخصیت هنری شاخص با بکدیگری ازدواج کردند

رامبد جوان قبل از نگار جواهریان دوبار ازدواج ناموفق داشته است، این دو در فیلمی بنام پریدن از ارتفاع کم در سال ۹۳ درست بعد از طلاق رامبد جوان از سحر دولتشاهی با یکدیگر همکاری کردند

ترجمه و نوشتن در سنین کم

در سال های ۸۰ و ۸۱ من برای همشهری ضمیمه کارهایی می کردم

در واقع محسن آزرم دوست بسیار عزیزم باعث این همکاری با همشهری ضمیمه شد او بود که با پیشنهاد های بی نظیرش راجع به خواندن و فیلم دیدن، در آن سن ۱۸ سالگی به من جرئت نوشتن و ترجمه کردن داد و آن تیم ضمیمه همشهری چه تیم فوق العاده ای بودند

عکس نگار جواهریان و پدرش

عکس نگار جواهریان و پدرش + خانواده

اتاق به هم ریخته

در اتاق من اگر همه چیز سر جایش باشد می ترسم، فکر می کنم همه چیز ممکن است در کسری از ثانیه به هم بریزد برای همین ترجیح می دهم که اتاق تاحدی به هم ریخته باشد

دوبله

جواهریان فیلم کمپ ایکس ری ۲۰۱۴ یه جای کریستین استوارت حرف زده است

بازیگری و نویسندگی

نگار جواهریان علاقه بسیاری به نوشتن دارد اما شغل اصلی خود را بازیگری می داند و اجازه نمی دهد علایق دیگرش روی تمرکزش در بازیگری تاثیر بگذارد او مدتی در مجله صنعت سینما تحلیل بازیگری می نوشت و در کنار آن به ترجمه هم می پرداخت

چاپ کتاب

جواهریان تا به حال چندین نمایشنامه کوتاه «به نام های شب»، «همینه» و «این مشکل شماست» از هارولد پینتر ترجمه کرده است اما هیج وقت آثار خود را به چاپ نرساند، تنها کتابی که از او منتشر شده است نمایشنامه خیانت، باز هم نوشته هارولد پینتر است که آن را به صورت مشترک با «تینوش نظم جو» توسط نشر نی و در قالب مجموعه «دور تا دور دنیا» به چاپ رسانده است

افتخارت

● بهترین بازیگر نقش اول زن از ۴ امین جشن انجمن منتقدان برای طلا و مس – ۱۳۸۹

● بهترین بازیگر زن نقش اول از ۱۴ امین جشن خانه سینما برای طلا و مس – ۱۳۸۹

● سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن از ۲۸ امین جشنواره فیلم فجر برای طلا و مس – ۱۳۸۸

● بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره اوسیان سینه فن برای تنها دو بار زندگی می‌ کنیم – ۱۳۸۸

● بهترین بازیگر نقش مکمل زن از پانزدهمین جشن خانه سینما برای اینجا بدون من – ۱۳۹۰   

● جایزه پروین بطور مشترک با (لیلا حاتمی وترانه علیدوستی) – ۱۳۹۱

● بهترین بازیگر زن ۱۳ دوره جشنواره فیلم زاگورا مراکش – فیلم پریدن از ارتفاع کم – ۱۳۹۵

سفیر حامی کودکان کار

در مراسم انجمن حمایت از کودکان کار که با حضور جمعی از هنرمندان سینمایی و ورزشکاران کشور برگزار شد، نگار جواهریان، به عنوان سفیر انجمن معرفی شد و از وی خواسته شد تا ظرفیت های جامعه هنری کشور را برای لغو کار کودکان بیش از گذشته فعال کند

عکس جدید نگار جواهریان و همسرش رامبد جوان + بیوگرافی

فیلم های سینمایی

● دوئت نوید دانش – ۱۳۹۴ 
● اعترافات ذهن خطرناک من – ۱۳۹۳ 
● قندون جهیزیه – ۱۳۹۳ 
● پریدن از ارتفاع کم – ۱۳۹۳ 
● ملبورن – ۱۳۹۲ 
● حوض نقاشی – ۱۳۹۱ 
● آشغال‌ های دوست داشتنی – ۱۳۹۱ 
● قصه‌ ها – ۱۳۹۰ 
● بی خود و بی جهت – ۱۳۹۰ 
● اینجا بدون من – ۱۳۸۹ 
● یه حبه قند – ۱۳۸۹ 
● هیچ – ۱۳۸۹ 
● طلا و مس – ۱۳۸۷ 
● شبانه روز – ۱۳۸۷ 
● کتاب قانون – ۱۳۸۷ 
● تنها دو بار زندگی می‌ کنیم – ۱۳۸۶ 
● صد سال به این سال‌ ها – ۱۳۸۶ 
● جعبه موسیقی – ۱۳۸۶ 
● نسل جادویی – ۱۳۸۵ 
● پابرهنه در بهشت – ۱۳۸۴ 
● خوابگاه دختران – ۱۳۸۳ 
● چند تار مو – ۱۳۸۲ 
● قدمگاه – ۱۳۸۲ 
● من، ترانه ۱۵ سال دارم – ۱۳۸۰ 

سریال های تلویزیونی

● زیر تیغ – ۱۳۸۵ 
● این راهش نیست – ۱۳۸۲

فیلم تلویزیونی

● ستاره‌ های سوخته – ۱۳۸۹ 
● همین یک ساعت پیش – ۱۳۸۹

بی حجابی نگار جواهریان

نگار جواهریان همسر رامبد جوان و بازیگر سینما و تلویزیون ایران است که به تازگی برای زایمان به کانادا سفر کرده است. روز گذشته عکس بی حجابی نگار جواهریان در کانادا در فضای مجازی منتشر شد که به سرعت در حال دست به دست شدن است. عکس لو رفته نگار جواهریان در کانادا را مشاهده کنید که پشت سر رامبد جوان در یکی از خیابان های کشور کانادا در حال قدم زدن است. ماجرای و عکس  بی حجابی نگار جواهریان  در کانادا با واکنش بسیاری از کاربران در فضای مجازی و اینستاگرام مواجه گردید. عکس بی حجاب نگار جواهریان در کانادا به همراه واضح ترین عکس بی حجابی نگار جواهریان در کنار همسرش رامبد جوان را می بینید که در این تصویر عکس شکم نگار جواهریان که در دوران بارداری به سر می برد مشخص است.

بی حجابی نگار جواهریان ؛ عکس لو رفته بی حجاب نگار جواهریان در کانادا

واکنش به بی حجابی نگار جواهریان در کانادا

پس از منتشر شدن عکس بی حجابی نگار جواهریان در کانادا رضا ساکی روزنامه‌نگار و طنز نویس ایسنا نیز نوشته است: “هنرمندان فرزندان‌شان را در خارج به دنیا می‌آورند و سیاست‌مداران سال‌هاست فرزندانشان را به خارج فرستاده‌اند. این وسط ما ملت مانده‌ایم که در بازی دوستانه با کره هم چنان خوشحال می‌شویم از گل زدن ایران که انگار جام‌جهانی را برده‌ایم. ملتی که شب‌ها خواب ایران می‌بیند.” همچنین اخبار 20:30 نیز با یک خبر ویژه بی حجابی و کشف حجاب نگار جواهریان در کانادا را به باد انتقاد گرفت و این اقدام آقای مجری را مغایر با شعار های ملی گرایانه او در برنامه خندوانه قلمداد کرد.

عکس نگار جواهریان بدون حجاب

انتشار عکس نگار جواهریان بدون حجاب در کانادا در حالیکه رامبد جوان نیز پیشاپیش او حضور دارد باعث واکنش های زیادی در فضای مجازی شد. رامبد جوان به همراه همسرش نگار جواهریان که روزهای پایانی بارداری اش را سپری می کند به بهانه اکران فیلم قانون مورفی به کانادا سفر کرده و به نظر می رسد نگار جواهریان قصد دارد فرزندش را در کانادا به دنیا آورد. فرضیه ای در رابطه با عکس منتشر شده مطرح است مبنی بر اینکه شاید زن مذکور در عکس شباهت به جواهریان دارد و همسر رامبد نیست . هنوز جزئیات این ماجرا مشخص نیست و قطعا رامبد جوان همسر نگار جواهریان به زودی با پستی اینستاگرامی به تمامی حواشی منفی علیه خانواده سه نفره اش پایان می دهد .

این تصمیم زوج هنری باعث انتقادات زیادی از آنها شده است. بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی معتقدند رامبد جوان که در خندوانه تشویق به مردم دوستی و باهم بودن می کند و دائم از حال خود در ایران صحبت می کند نباید برای به دنیا آوردن فرزندش به کانادا می رفت. آقای جوان که با دو ازدواج قبلی خود همیشه حاشیه دار بود و با برنامه خندوانه بمحبوبیت زیادی بدست آورده حالا باید درگیر این حاشیه جدید باشد.

بی حجابی نگار جواهریان ؛ عکس لو رفته بی حجاب نگار جواهریان در کانادا

عکس بی حجاب نگار جواهریان در کانادا

عکس بی حجاب نگار جواهریان که به زودی بچه دار می شود، در کانادا به تازگی پخش شده که همچنان حواشی این زوج هنرمند را داغ نگه می‌دارد! این دو هنرمند از بازیگران محبوب ایران هستند. عکسی جنجالی از نگار جواهریان با ظاهری عجیب و تیپی متفاوت در خیابان های تورنتو کانادا منتشر شد . رامبد ونگارتاکنون به عکس فوق واکنشی نشان نداده اند و معلوم نیست که آیا به راستی نگار جواهریان در تونتو کانادا کشف حجاب کرده است یاخیر . مادر و خواهر زن رامبد جوان در کانادا زندگی می کنند.

بی حجابی نگار جواهریان ؛ عکس لو رفته بی حجاب نگار جواهریان در کانادا

واکنش امیرمهدی ژوله به بی حجابی نگار جواهریان

امیر مهدی ژوله کمدین خندوانه در حمایت از رامبد جوان نوشت :

میدونید چرا یکی میگه مردم ایران ما شما رو خیلی دوست داریم شما خیلی خوبید؟ چون رسالت برنامه ش این تعریف شده که به مردم غمگین و گرفتار و افسرده و “گریه بلد”سرزمینش، شادی و عزت نفس و مجالی برای خنده بده

میدونید چرا یکی میره بچه ش رو خارج از ایران به دنیا بیاره؟ چون رسالت پدریش این تعریف شده که به بچه ش شادی و عزت نفس و مجالی برای خنده بده و نذاره اون غمگین و گرفتار و افسرده و “گریه بلد” بار بیاد.

اگر از جایی که به دنیا اومدیم ناراحتیم، یقه پدرمون رو بگیریم، اگر از جایی که بچه مردم به دنیا میاد ناراحتیم، یقه روان پزشک مون رو بگیریم.

عکس جنجالی نگار جواهریان در کانادا بدون حجاب

بی حجابی نگار جواهریان ؛ عکس لو رفته بی حجاب نگار جواهریان در کانادا

پی نوشت:

رامبد ادمم کرد؟ کاش رامبدهایی بودن که همه مون رو آدم میکردن که یاد بگیریم برای تماشا کردن یه برنامه تلویزیونی منتی سر کسی نداریم

که یاد بگیریم به ما ربطی نداره آدمها پول شون رو چه جوری خرج میکنن یا محتویات رحم شون رو کجا خالی میکنن …

عکس لو رفته نگار جواهریان  بدون حجاب

بی حجابی نگار جواهریان ؛ عکس لو رفته بی حجاب نگار جواهریان در کانادا

عکس بی حجابی نگار جواهریان

بی حجابی نگار جواهریان در کانادا و عکس نگار جواهریان بدون حجاب در کانادا را در بالا مشاهده کردید. از 24 ساعت قبل تاکنون عکس لو رفته رامبد جوان و نگار جواهریان در کانادا به اشتراک گذاشته شده است و همه به دنبال عکس لو رفته نگار جواهریان در کانادا می گردند.

حرفهای خواندنی رامبد جوان درباره برنامه "خندوانه"

ایرنا نوشت:

فاصله حال خوب تا بد می تواند یک اخم باشد اما برای حال خوب باید راه طولانی تری بروی و اینجاست که خنداندن هنر می شود و شاد کردن دل دیگران از جمله والاترین عبادت ها، میهمان امروز ایرنا کاربلد است این را نه خود او بلکه حدود 700 هزار پیامک ارسالی به برنامه اش می گوید ، برنامه ای که شعارش شاد کردن دل هاست. ˈ رامبد جوان هستم ،اینجا خندوانه استˈ.

از نظر جوان خنداندن هنری بی مرز است و با فرایند علمی اثبات شده می تواند به عنوان یکی از میان برهای با ارزش تبدیل حال بد به خوب باشد، این هنرمند هرشب در برنامه خندوانه یادآوری می کند که ˈ هر نخندیدنی ظلم است به خودمان ˈ

این هنرمند کشورمان این روزها بیشتر از گذشته و به بهانه تهیه و پخش برنامه ˈخندوانهˈ سر حال و پر انرژی کار می کند ، حرف زدن با او آن هم در مورد خنده برای من تجربه جدید و البته هیجان انگیزی در پی داشت چرا که راه و روش او برای خندیدن جذابیت های خاصی دارد. منطق و استدلال مصاحبه با یکی از خالقان طنازی در سینما و تلویزیون و صحبت کردن درباره برنامه ای حول محور خنده حکم می کرد که مصاحبه ای شیرین همراه با خنده های گاه و بی گاه داشته باشیم.

FYYbDDhnUul6

بخشهایی از گفتگوی رامبد جوان:
-موضوع ˈخنده ˈ همیشه برایم با اهمیت بوده است. در طول مسیر تجربه کردن و حرفه ای شدنم حس کردم که می توانم کار جدی هم بسازم و هم بازی کنم اما اصرارم از یک جایی به کار کمدی از این جهت است که واقعا بتوانم لحظه ای برای بیننده فضای شاد ایجاد کنم. واقعیت این است که امروزه تعداد کمدین هایی که سهم درستی در خنداندن مردم دارند نسبت به هنرمندان دیگر ژانر های هنری بسیار کمتر است. مقوله ˈخنداندنˈ دارای ارزشهای منحصر به فردی است برای همین وقتی متوجه شدم می توانم در کنار کمدین های دیگر فیلمی بسازم یا در کنار آنها فیلمی را بازی کنم ترجیح دادم تمرکزم را روی این مقوله بگذارم. حدود 13 سال پیش ایده خندوانه به ذهنم رسید. طبق عادت ایده هایم را با یکسری از دوستانم مطرح کردم و از آنها نظر گرفتم. در نهایت و آهسته آهسته خندوانه شکل گرفت. همیشه حس می کردم می توان یک شو تلویزیونی ساخت. یک برنامه تلویزیونی در یک استودیو تیپیکال و با تماشاگران تیپیکال به همراه موزیک با استاندارد های کامل یک شو تلویزیونی برای شاد کردن مردم.

-در مورد کار ˈخندوانه ˈ از دو هزار مقاله ای که درباره خندیدن و خنده در جهان تالیف و نوشته شده بود تقریبا 900 مورد استخراج و بن مایه علمی برنامه ما شد و بارزترین بخش این مقالات توجه به اثرات حیرت انگیز خنده در انسانها بود .

- ما از اسفند سال 92 پیش تولید را شروع کردیم و تصورمان این بود که اول اردیبهشت می توانیم برنامه را روی آنتن بفرستیم، اما نشد. بعد که به جام جهانی و ماه مبارک رمضان خوردیم درخواست کردیم دیرتر شروع کنیم که مدیر شبکه نسیم قبول نکرد و در نهایت برنامه به روی آنتن رفت.

- شبکه نسیم در طول یک سال پخش آزمایشی مخاطب خود را پیدا کرده بود و به نظرم اصلا شبکه ای ناشناخته نبود. همچنین نوع بازخورد شبکه نسیم و سیاستهای دست اندکاران آن مرا به این نتیجه رساند که پخش خندوانه از این شبکه اتفاقا در جذب مخاطبان می تواند اثر گذار باشد به این معنی که قوانین و ضوابط شبکه و نوع نگاه مدیران این شبکه به برنامه من خیلی نزدیک بود.

-هیچ اصراری به خنده رو بودن مهمان هایمان نداریم و مخاطبان ما قطعا این مورد را تایید می کنند.

155621

-ابتدا یک لیست تقریباً 900 نفره تهیه کردیم و آنها را به بخش های مختلف همچون پزشکان، دانشمندان، نخبگان، ورزشکاران، روانپزشکان و هنرمندان و زیر شاخه های فرعی آنها تقسیم بندی کردیم. مهمترین ملاک انتخاب ما توانایی گفت وگوی میهمانان در زمینه شاد کردن دیگران بود، برخی میهمانان وقتی دعوت به حضور در برنامه می شدند از اینکه نتوانند ظاهری خنده رو داشته باشند نگران بودند اما توانایی همین افراد برای انعکاس نکاتی در نحوه شاد کرده زندگی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بازخوردهای پیامکی ما موید این مساله بود.

- ما در برنامه هایمان نشان دادیم که انسان های موفق و محبوب در هر تخصصی قطعاً آدم هایی شوخ طبع هستند. ما آدم موفق عبوس نداریم و تحقیقات علمی بیانگر این نکته است که شادی تنها راه رسیدن به موفقیت و محبوبیت است . شک نداریم که آدم دلخور و ناراحت قطعاً در تصمیم گیری هایش دچار اشتباه می شود. بغض داشتن به جهان و موضوعات آن انسان را آهسته آهسته شبیه هیتلر می کند. این انسان ها شاید موفق شوند اما موفقیتشان پلید خواهد بود . این افراد در جهت موفقیت جهان حرکت نمی کنند بلکه مسیرشان به سوی تخریب است.همه ما مشکلاتی نسبت به دنیا در دلمان داریم و تا زمانی که نتوانیم این اعتراضات را نرم کنیم همچون موجودات خطرناکی در اجتماع رفتار خواهیم کرد.

- تصمیم اولیه ما این بود که پس از پخش هر 30 قسمت تغییراتی در برنامه داشته باشیم اما اصرار بر حفظ فرمت کلی برنامه داریم و البته در ابتدا قرار بود برنامه در 70 قسمت به روی آنتن برود اما نظر آقای کرمی به عنوان مدیر شبکه نسیم بود که ساخت برنامه تا 300 قسمت ادامه یابد ، بنابراین من اجازه گرفتم تا در مرحله اول 110 قسمت بسازیم و ادامه ساخت برنامه را به زمان اتمام پروژه سینمایی من موکول کنیم ، در نتیجه ما تا 110 قسمت همین فرمت را با کمی جابجایی در بخشها خواهیم داشت مسایلی همچون دکور و فرمت کلی اجرا ثابت خواهد بود. 
- من از ابتدا تاکیدم بر این بود که باید در استودیو تماشاچی وجود داشته باشد و برای این کار یک فراخوان دادیم که علاقمندان در یک روز با حضور در پارک آب و آتش تست خنده بدهند. از 10 صبح تا 6 بعد از ظهر آنجا بودیم و به لحاظ کمبود وقت تنها توانستیم از 300 نفر از مجموع دو هزارنفر تست بگیریم که از این تعداد در نهایت 80 نفر به عنوان تماشاچی و هیات داوران ما انتخاب شدند.این مجموعه جدای از میهمانان غیرثابتی هستند که با ارسال پیامک درخواست حضور در برنامه را طرح می نمایند و علیرغم تعداد قابل توجه آنها همانطور که بارها اعلام کرده ایم از تمامی آنها برای حضور در برنامه دعوت خواهیم کرد.

-70 نفر برای ساخت خندوانه فعالیت می کنند و من فکر می کنم هنوز هم ما نیرو کم داریم .بخشی از کسانی که در برنامه به ما کمک می کنند افرادی هستند که با بازبینی دقیق برنامه ها کمدینهای ثابت برنامه را در پرهیز از برنامه و حرکات مشابه و ایجاد لحظات ناب طنز راهنمایی می کنند.

-خندیدن باعث تولید یک گلبول سفید در بدن به اسم ˈان کیˈ می شود که به آن قاتلان طبیعی می گویند. کارکرد این گلبول این است که با حمله به بافت های آسیب دیده و سلول های سرطانی آنها را دفرمه می کند تا زودتر از بین بروند و بدن بتواند به آن تسلط پیدا کند. نکته جالب همین جاست که توان سیستم ایمنی بدن با خندیدن بالا می رود و از نظر مغز تفاوت میان خنده مصنوعی و طبیعی انسان معنا دار نیست و به همین دلیل هم ما در ابتدای برنامه به تماشاگران می گوییم 30 ثانیه بخندند. همچنین اگر سیستم ایمنی بدن بالا باشد 85 درصد بیماری ها دفع می شود. به نظر من هر نخندیدنی ظلم به خود است و راحت خندیدن به معنی این نیست که آدم سلیقه اش پایین است.


- خندوانه نیاز به موسیقی زنده دارد تا مناسب با حال برنامه و استودیو موزیک های مختلف اجرا شود. ابتدا از گروه ˈکلمˈ برای انجام این همراهی دعوت کردم اما چون نمی توانستیم آنها را نشان بدیم بعد از مدت کوتاهی موزیک هایشان را ضبط کردند، و برای پخش در اختیار ما قرار دادند . بعد از اینها با گروه موزیک ˈبُمرانیˈ که یک اجرای هم در برنامه داشتند و به نواختن ˈکاخونˈ پرداختند ، همکاری کردیم. جالب است که بدانید بزودی گروه بمرانی با بهره داری از قابلیتی که در دستگاههای ˈآی پدˈ برای نواختن انواع سازها وجود دارد اقدام به اجرای قطعه موسیقی خواهد کرد.

دستمزد رامبد جوان در خندوانه فاش شد + جزئیات 

خبرگزاری میزان: مجری برنامه خندوانه گفت: من دستمزدم در فصل یک به عنوان طراح، کارگردان، ایده پرداز و مجری برنامه سه میلیون تومان برای هر برنامه‌بود در صورتی که از نظر خودم باید ده میلیون تومان می‌گرفتم. در فصل بعدی پنج میلیون تومان گرفتم و هر فصل کمی اضافه شد.

در آستانه پایان یافتن فصل پنجم خندوانه و همچنین پایان برگزاری دومین مسابقه بزرگ استعدادیابی "خنداننده شو" رامبد جوان تصمیم گرفته است به همراه سید علی احمدی تهیه کننده برنامه خندوانه امروز ساعت ۱۰:۳۰ با اصحاب رسانه در محل ضبط برنامه خندوانه به گفتگو بنشیند.

رامبد جوان در ابتدای این نشست درباره دلیل برگزاری نشست خبری خندوانه گفت: ما دیدیم که شاید بخواهیم بار‌ها صحبت‌هایی درباره برنامه انجام بدهیم پس تصمیم گرفتیم از رسانه‌ها دعوت کنیم تا اگر سوالی هست به آن‌ها پاسخگو باشیم.

2875692


جوان درباره نظارت صدا و سیما تصریح کرد: نظارت صدا و سیما نظارتی کلی است و خب هر شبکه تعریف‌های مشخص خود را دارد. شبکه نسیم مخصوص سرگرمی و کمدی است و قرار بر وجود شوخی‌های فراوان در آن است. به هر حال خندوانه بعد از کار کردن روی کمدی در پنج فصل متوالی به تعریف مشخصی برای خود رسیده است. اگر شبکه‌ای فکر می‌کند دست ما برای شوخی‌ها بازتر‌است به دو دلیل است، اول پخش برنامه در شبکه نسیم و دوم اینکه خندوانه تاکنون خودش راه خود را مشخص کرده است.

وی در همین راستا افزود: شاید برخی شوخی‌ها نتواند در برنامه پخش شود و بچه‌ها فکر می‌کردند که کار سخت است، اما دلیل این اتفاق عدم آشنایی بچه‌های "خنداننده شو" با تلویزیون و اجرا در تلویزیون بود.

جوان بیان کرد: اصولا از نظر من باید خط قرمز‌های خود را افزایش دهیم. اگر دقت کرده باشید اکثر بچه‌ها موضوعات خود را به خانواده‌ها تخصیص می‌دادند تا شائبه توهین ایجاد نشود.

احمدی درباره حاشیه‌های فراوانی که درباره تامین مالی خنداونه بوجود آمده است گفت: متاسفانه این اتهامات بدون سند به ما وارد شده است و من انتظار آن را دارم وقتی چیزی بدون سند منتشر می‌شود رسانه‌ها در برابر آن بایستند.

جوان درباره تامین مالی خنداونه گفت: برخی می‌خواهند همه چیز را به همه چیز وصل کنند. مگر خندوانه بودجه ندارد که از جایی بودجه آن را بگیرد. مثل اینکه می‌گفتند عموی رامبد جوان عضو فلان ارگان است در صورتی که من عمویم فوت کرده و عمو ندارم.

وی ادامه داد: من طی یکسال سه فیلم ساختم و این یعنی سه گروه توانستند در سینما کار کنند. به نظر من اتهامات در حدی الکی بود که ما اصلا جدی نگرفتیم. 

50831_511



جوان درباره تیم بزرگ خنداونه افزود: خدا را شکر طی این سال‌ها کلی جوان و نیرو جذب خندوانه شدند و ما با اسامی آشنا شدیم که تاکنون آن‌ها را نمی‌شناختیم. باور کنید با انرژی که صرف خنداونه می‌شود می‌شد چندین فیلم ساخت.

این بازیگر سینما درباره دلیل ایجاد حواشی برای برنامه خندوانه اضافه کرد: این اتفاق را می‌توان از هر زاویه‌ای نگاه کرد. شاید کسی خوشش نیامده که خندوانه تا این حد پایدار باشد. این اتفاق شاید باعث حسودی خیلی‌ها شود. به طور مثال برنامه سازی نمی‌تواند برای برنامه اش سرمایه پیدا کند و به سختی این بودجه را مهیا می‌کند، اما برنامه دیده نمی‌شود. 

جوان درباره برنامه‌های آتی خندوانه اضافه کرد: در ادامه خندوانه تا پایان سال پخش می‌شود. در نظر داریم خندوانه در ادامه برنامه ادابازی را اجرا کند. همچنین در نظر داریم که جشنواره تئاتر کمدی برگزار نماییم که در حال حاضر مشغول برنامه‌ریزی آن‌هستیم.

احمدی افزود: در هر صورت این‌نظارت‌ها وجود دارد و ما اگر پنج‌فصل روی آنتن هستیم به این‌دلیل است که ما تعامل بسیار خوبی با شبکه نسیم و مقررات آن داریم و سعی می‌کنیم اگر تضادی ایجاد شود آن را با تعامل حل کنیم.

جوان درباره نوع کمدی و جنس شوخی‌های "خنداننده شو" افزود: شک نکنید طی این سال‌ها مرز‌های شوخی‌ها جابجا شده که خنداننده شو یکی از دلایل آن است. پدیده‌ای مثل استندآپ نیازمند گذشت زمان است. ما سعی کردیم در کنار جوانان مستعد، اما صفر تجربه‌ای که حضور داشتند باشیم تا کمک کنیم آن‌ها روبه جلو حرکت کنند.

جوان درباره مشهور شدن یک شبه اجرا کنندگان "خنداننده شو" افزود: به هر حال اتفاق و شهرت برای بچه‌ها روی می‌دهد و در فصل اول "خنداننده شو" هم اتفاق افتاد. متاسفانه ما روانشناس ستاره و سلبریتی نداریم. این روانشناسان کاری می‌کنند که بعد از مثلا پایان خنداننده شو بچه‌ها افسرده نشوند. ما روانشناس نیستیم، اما سعی می‌کنیم این کمدین‌ها را رها نکنیم. خوشبختانه این اتفاق خوب افتاده و بچه‌ها از سوی بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان دیده شدند. از نظر من استندآپ باید در همه جا رواج پیدا کند و روزی حتی در کافه‌ها و رستوران‌ها شاهد استندآپ باشیم.

2



احمدی در همین رابطه توضیح داد: بعد نسل ساعت خوش ما زایشی درباره ظهور نسل کمدی نداشتیم تا به خنداننده شو رسیدیم. ما در نظر داریم بعد از پایان ماه محرم و صفر توسط همین بچه‌ها برنامه شادی شکل گیرد. خندوانه برنامه محترمی است و این‌را بگویم که ما هیچ‌برداشت مالی از این جوانان نداشتیم.

جوان درباره برنامه ریزی‌های انجام شده برای فصل بعدی خندوانه گفت: بالاخره خندوانه اجزای تشکیل دهنده خاص خود مثل جناب خان را دارد، اما قطعا برای فصل بعد برنامه‌های ویژه‌ای داریم. برای فصل بعد در نظر داریم از میان مخاطبان با قرعه کشی میهمان انتخاب کنیم که به جای مهمان برنامه بنشیند و با وی حرف بزنیم. این تجربه جذاب و تازه‌ای برای ما‌خواهد بود.

وی درباره تئاتر‌های کمدی برای فصل بعدی خندوانه افزود: ما در نظر داریم که برنامه ریزی درستی انجام دهیم. فعلا در حال حاضر برنامه‌را بررسی می‌کنیم.

این مجری تلویزیون درباره حضور جناب خان در خندوانه اضافه کرد: ما سعی کردیم با توجه به اینکه سه شب در هفته اجرا داریم حداقل یک شب جناب خان را داشته باشیم، اما در "خنداننده شو" نمی‌توانستیم امکان حضور جناب خان را قائل شویم.

احمدی درباره دورنمای خندوانه گفت: خندوانه سرمایه ملی است و تا وقتی مردم این‌برنامه را دوست‌داشته باشند ادامه خواهد داشت.

رامبد-جوان-و-نگار-جواهریان-صاحب-دختری-به-نام-نوردخت-شدند-kholasenet.ir_



جوان در ادامه اضافه کرد: ما سعی می‌کنیم هر فصل ایده‌های تازه داشته باشیم. یکی از اتفاقاتی که در این فصل تجربه کردیم و موفق بود برنامه قاچ است. قاچ تجربه سخت و البته جذابی بود. به احتمال فراوان برای فصل بعد قاچ را با موضعیت شب‌های استندآپ برگزار کنیم که به طور مثال در شب‌هایی که خنداونه نداریم هر شب نیم ساعت استندآپ در قالب قاچ داشته باشیم.

وی افزود: خندوانه تا جایی که مردم بخواهند ادامه خواهد داشت. میگویند من در خنداونه حرف‌های شخصی خودم را میزنم، اما این‌را بدانید من حتی دنبال جایگزینی برای اجرای خودم در خندوانه هستم به طوری که ضربه‌ای به برنامه‌نزند. آوردن احسان کرمی یکی از همین‌تجربیات بود.

احمدی درباره میزان آراء مردمی در "خنداننده شو" اضافه کرد: خوشبختانه با توجه به میزان بالای آراء انتظار داریم تا پایان وقت رای گیری برای فینال "خنداننده شو" مرز شصت میلیون رای را رد کنیم.

جوان درباره هک‌شدن صفحه اینستاگرامش اضافه کرد: من نمی‌دانم اگر این‌اتفاق هک نبوده چیست. من عاشق مسابقه ام و همیشه گفته ام و همیشه دوست دارم این هیجان به برنامه منتقل شود.

احمدی در خصوص بخش نویسندگان برنامه خندوانه بیان کرد: ما در خندوانه پنج نویسنده داریم که در "خنداننده شو‌" هم همکاری کردند و این روند در هر دو دوره شکل گرفت. گاهی به خاطر شلوغ بودن یک مرحله، مربیان ترجیح دادند که با نویسندگان خارج از خندوانه کار کنند که آن هم طبیعی بود.

جوان در خصوص اتفاقاتی که در خندوانه برایش افتاده است افزود: در خندوانه با مردانگی ام، با زن داشتن یا نداشتنم و با تمام وجودم شوخی شده است. بیایید کمی ظرفیت هایمان را بالا ببریم. در خنداونه بیشترین شوخی‌ها با من شد پس من میتوانستم از همه بیشتر ناراحت شوم. من از این تفکر که شوخی نکنیم، چون شاید برخی ناراحت شوند بدم می‌آید. یاد بگیریم که کمدی حال انسان را خوب می‌کند پس نباید جلوی کمدی بایستیم.

جوان درباره حمایت خود از تئاتر در خنداونه اضافه کرد: ما سعی می‌کنیم تا جایی که امکان داشته باشد از همه اهالی تئاتر حمایت کنیم و حتی به مخاطبان بلیت تئاتر می‌دهیم. اینطور نیست که صرفا از تئاتر اشکان خطیبی و یا همسرم را تبلیغ‌کنم.

احمدی درباره تعاملات مالی در خندوانه اضافه کرد: خندوانه نسبت به پروژه‌های دیگر کمی زودتر هزینه هایش را دریافت می‌کند و آن هم‌به این‌دلیل است که درآمد‌های خندوانه لحظه‌ای است.

جوان درباره شائبه‌های مالی بوجود آمده در خصوص در آمدش گفت: این چه عادت بدی است که همه می‌خواهند بدانند من چقدر پول در می‌آورم. من یک آدم عادی هستم. مثلا گفتند من از فلان نرم افزار پول گرفتم مگر اصلا آن نرم افزار در خندوانه بوده است. من بلدم پول پروژه‌های خودم را در بیاورم، اما این نیست که هرپولی که من در می‌آورم از خندوانه باشد. ما برای تلویزیون برنامه پرمخاطبی داریم و قطعا هر اسپانسری دوست دارد با این برنامه کار کند.

وی در همین رابطه ازعان کرد: من دستمزدم در فصل یک به عنوان طراح، کارگردان، ایده پرداز و مجری برنامه سه میلیون تومان برای هر برنامه‌بود در صورتی که از نظر خودم باید ده میلیون تومان می‌گرفتم. در فصل بعدی پنج میلیون تومان گرفتم و هر فصل کمی اضافه شد.

وی ادامه داد: ما شاید در این فصل مشکلات زیاد مالی با تلویزیون داشتیم، اما این مشکلی درون‌صنفی است و چرا باید همه را مطرح کنیم. ما حتی برای خندوانه از جیب گذاشتیم. شاید خندوانه در هر جای دنیا پخش می‌شد خیلی پول دار بودیم. خندوانه یکی از موفق‌ترین برنامه‌های تلویزیون بوده پس باید هزینه خوبی برای آن خرج‌شود. ما در فصل اول برآورد تماشاگر را اعلام نکردیم و همه را از جیب دادیم. مسابقه ادا بازی هم همین طور بود، زیرا اعلام برنامه نکرده بودیم و خودمان خرجشان را دادیم.

images



جوان درباره برنامه خود برای استفاده از فضای مجازی اضافه کرد: ما همیشه پتانسیل فضای مجازی را جدی می‌گیریم، اما اینطور نیست که جوانان را بر اساس میزان فالوورهایشان به خنداننده شو آورده باشیم.

گفتگویی مفصل با نگار جواهریان درباره زندگی شخصی اش، و فیلم سینمایی "پریدن از ارتفاع کم" و نظرش درباره بازی رامبد جوان .

یک بار زن شهرستانی جوانی بود روی تخت بیمارستان که از شوهرش خجالت می کشید که بچه هایش را تنها گذاشته، بار دیگر عروسی بود سیاه پوش که با اقتدار بر صدر مجلس می نشست و حرف آخر را می زد. و جایی دیگر دختری بی قرار بود که علیه اراده ی مادرش عصیان می کرد. این بار اما زنی ست با جنینی مرده در شکم که در سکوت فقط نگاه می کند، به آدم ها، به عادت ها، به روزمرگی.

نگار جواهریان خوب بلد است آدم را غافلگیرکند. حتی در میانه ی گفت و گو با نقلی از وولف از متنی که خودت آن را ترجمه کرده ای ولی انگار او آن را زندگی کرده. نه این که تجربه ی ناکام نداشته (او و شهاب حسینی با آن چشم های همچنان هشیارشان در ساختن آن زوج ناتوان ذهنی کم و بیش ناکام بودند)، اما در وجودش جدیت و عزمی هست (و البته وسواسی در انتخاب نقش) که می تواند حتی به ناکامی هایش رنگی از تجربه ببخشد.

در کنار بحث درباره ی حضور چشم گیرش در پریدن از ارتفاع کم در این گفت و گو سعی کردیم به بخش های ناگفته ای از تجربه های گذشته گریز بزنیم، گرچه حرف های بسیاری نیز ناگفته ماند، از جمله درباره ی حضورش در موقت و اعترافات ذهن خطرناک من (که در نوبت اکران امسال اند) و قندون جهیزیه (که هنوز دیده نشده). کم تر بازیگری را سراغ داریم که این گونه دقیق و بیرحم به تجربه هایش نگاه کند؛ به لحظه های بودن، و لحظه های نبودن اش، یا همان «زمان های پنبه ای».

عمیق زندگی کردن یعنی چی؟

یعنی این که یک «بچه سوسول» خیابان فرشته ممکن است تجربه ی چه بسا بسیار عمیق تری حتی در از دست دادن یا هر موضوع دیگری داشته باشد.

این درواقع کلیشه ای ست که در ذهن همه هست.

بله. من خودم هم خیلی از خاطرات عمیق زندگی ام را به تازگی دارم به یاد می آورم.

چه مانعی تا الان وجود داشته؟

شاید چون نمی خواسته ام به یاد بیاورم. وقتی از طبقه ی اجتماعی حرف می زنیم، تا حد زیادی داریم از پول حرف می زنیم و وقتی از پول حرف می زنیم، درواقع اصلا از پول حرف نمی زنیم، بلکه از هزارتا چیز دیگر حرف می زنیم. بنابراین این تصمیم دسته جمعی همه مان است که بتوانیم همه چیز را دسته بندی کنیم.

به خودمان بگوییم اگر این کشو را باز کردیم این توش است و توی آن کشو چیز دیگر. بنابراین اگر کشوی بچه ی خیابان فرشته را باز می کنی، نمی خواهی با تجربه ی از دست دادن خانه ی رویایی کودکی هایش رو به رو بشوی. چون دیگر نمی توانی با خیال راحت هرکسی و هر موضوعی را در طبقه و کشوی مخصوص خودش بگذارید.

و این فقط هم مال تو نیست. یاد گلی ترقی افتاده که در همه ی داستان هایش ان گسست وحشتناک از دست دادن خانه هست. یک بچه فقیر این گسست را ندارد.

شاید توی یک خرابه زندگی کردن امنیت بیش تری داشته باشد تا زندگی در یک جای بی نقص که هرلحظه احتمال از بین رفتن دارد. با بمب یا هر چیز دیگری. بنابراین از یک جایی شروع کردم به یاد آوردن. اول سعی کردم آدم های دیگر را به یاد بیاورم و بعد سعی کردم دورانی از زندگی خودم را به یاد بیاورم.

images (1)

یعنی به یاد آوردن این تجربه های عمیق به تو این اطمینان را داده که برای یک بازیگر خوب بودن چیزی کم نداری. شاید قبل تر در آن فضای بسته بندی شده ی ذهنی فکر می کردی جای کس دیگری را گرفته ای. انگار آن کسی که در ظاهر محرومیت بیش تری کشیده مستحق تر است.

برای من شاید این شکلی بوده که باید بهایش را می پرداختم. بهایش فاصله ی بین من ترانه... بوده تا طلا و مس. تقریبا ده سال. توی زندگی نامه ی ویرجینیا وولف که ترجمه کردید توصیفی هست از «زمان های پنبه ای» یا «لحظه های نبودنم.این چیزی که راجع به سطح می گویم ترس از پنبه ای شدن زمان ها است.

این ترسی ست که هیمشه داشته ام و الان که سن ام بیش تر می شود بیش تر هم می شود. وقتی زیاد کار می کنم، می خواهم این زمان های پنبه ای را در زندگی ام محدود کنم. وقتی کم کار می کنم هم عملا دارم همین کار را می کنم.

و کتاب «لحظه های بودن» دلیل قاطعی ست برای این که یک بچه ی مرفه هم می تواند تجربه های عمیقی داشته باشد.

و واقعیت این است که روند به یادآوردن، کار سخت تری ست. چون لازمه ی به یادآوردن این است که با آن زخم های گذشته هنوز ازشان خون می آید کنار بیایی. راحت ترش این است که به یاد نیاوری.

خب حرف زدن از پریدن از ارتفاع کم فرصتی ست که بچه های قبلی را هم در یک نمونه ی مشخص جمع بندی کنیم. چه قدر با یک فیلم نامه ی دقیق و مشخص سروکار داشتید؟

راستش خیلی. وقتی فیلم نامه را پیشنهاد کردند، من پرویز و فصل باران های موسمی را ندیده بودم ولی درباره شان شنیده بودم. فیلم نامه برایم شگفت انگیز بود. مطمئن بودم کسی این را نوشته که حتما مرا می شناسد. از خیلی لحظات فیلم نامه تعجب کردم و حتی ترسیدم، که کسی این قدر لحظات شخصی مرا دیده. بنابراین فیلم نامه ی دقیقی بود، ولی یک جاهایی هم تغییر کرد.

مثلا در پایان وقتی زن اثاث را می چید پشت در، تا موقعی که آن ها جمع بشوند و در را بشکنند، در فیلم نامه فاصله ای بود و در این مدت زن با بچه ی توی شکمش حرف می زد. من خیلی محکم ایستادم که این اتفاق نیفتد و این قضیه حذف شد. دلم می خواست قرص افسردگی خوردن زن هم حذف شود. چون این طوری ممکن است تعبیر شود که او آدمی افسرده ست و ربطی به بقیه آدم ها ندارد. مثل همان تقسیم بندی ها، مثل همان کشوها. ولی حامد روی این خیلی محکم بود. با این حال من هنوز فکر می کنم این بیاینه علیه روان پزشک هایی که قرص تجویز می کنند می توانست نباشد.

فرقش این است که اگر افسردگی زن نبود، این طور به نظر می رسید که انگار بد بودن حال زن فقط به بچه ربط دارد. شکل فعلی این طوری ست که بچه کمک کرده که او کمی حالش بهتر بشود. ولی حالا برگشته به حال قبلی اش. بنابراین بد بودن حال ربط دارد به وضعیت فرد در جامعه، که این هدف مهم فیلم است.

درست است. ولی نگاه من این است که داریم درباره ی پذیرفتن یک بخش مرده در زندگی حرف می زنیم، همان حرف فروید که مسیر مرگ و مسیر زندگی هر دو در زندگی هست و می شود به سوی مرگ هم زندگی کرد و سلامت روان داشت.

برای من تاکید زیاد روی از دست دادن بچه وجود نداشت. میل به خودکشی هم وجود نداشت. مطمئن بودم وقتی زن تصمیم می گیرد جنین مرده را برای چند روز نگه دارد، فقط برای چند روز است. مطمئن بودم تصمیم نگرفته همراه بچه بمیرد. هیچ لحظه ایش برای من میل به خودکشی نیست.

یک چیزهاییش اگزیستانسیالیستی تیپیک است. انگار از دل مدل سارتر می آید. حس بیگانگی، اراده برای انتخاب. انتخاب یک نگاه جدید به زندگی. شاید در سینمامان نداشته ایم نمونه ای که این قدر مشخص به این ایده بپردازد. چون پرویز که خیلی هم جنس این فیلم است، این قدر عناصر عینی را شدید می کند که دچار نقض غرض می شود.

یعنی به جای آن که جامعه را تبدیل به هیولا کند، خود «پرویز» هیولا می شود. به حامد رجبی گفتم این فیلم شبیه پرویز می شد اگر آب میوه ها واقعا مسموم بود. الان ما طرف زن ایم چون واقعا آب میوه ها مسموم نیست و کسانی که فکر می کنند مسموم است غیرعادی جلوه می کنند.

یک لایه ای از عقده و نادیده گرفته شدن در «پرویز» هست که به آدم ها احساس عذاب وجدان می دهد ولی در عین حال خطرناک جلوه می کند.

میزان خشونتی که پرویز از خودش نشان می دهد خیلی زیاد است.

محمد کارت مستندی دارد به نام خون مردگی که درباره ی آدم هایی ست که قمه می کشند و آدم ها را توی خیابان می زنند و تو به شدت می ترسی ازشان. ولی از یک جایی از فیلم دچار مهر عجیبی می شوی که توام با عذاب وجدان هم هست. یعنی می بینی چه طوری قمه از دست خودت رفته به دست آن ها. این در مورد پرویز هم صدق می کند.

ولی پرویز به این حس راه می دهد که به جای جامعه، خود پرویز را هیولا تصور کنی. توی پریدن از ارتفاع کم این اتفاق نمی افتد. از آن روزی که فیلم را دیدم مدام به این فکر می کنم که این عنوان به چی بر می گردد. یکی از معانی اش عصیان زن است که انگار تا آخر خط نمی رود و از ارتفاع کم می پرد.

معنی دومش حقارت جامعه ست. مثل آن جمله ی فروغ که «و نردبام چه ارتفاع حقیری دارد».به خصوص کاراکتر مرد، که دنیاش چه قدر کوچک است. دنیایی که نقطه اوجش خریدن آن ماشین زشت حقیر است. یعنی آدم ها به پریدن از ارتفاعی مفتخرند که خیلی کم است. عنوان فیلم عملا هر دو طرف را می تواند پوشش بدهد.

برای من اولین نکته ی تکان دهنده اش اسمش بود. جالب است یک کسی به ام گفت شاید با بازی کردن در این فیلم یاد بگیری از ارتفاع کم بپری. واقعا این کارکرد را برای من دارد. یعنی یک ارتفاعی را می شود انتخاب کرد که مفهوم پریدن درش وجود داشته باشد ولی نمیری.

فیلم شبیه آن شوخی مشهور است که یک دیوانه به ملاقات کننده اش می گوید می شود جای ما برعکس باشد، ولی شما تعدادتان بیش تر است! همان تشبیهی که در فیلم هم هست که تعداد ماشین هایی که از رو به رو می آیند نشانه ی حقانیت آن ها نیست. این حس را در موقعیت های متعدد موفق می شود نشان بدهد.

و چون نهال آن حالت عقده ای «پرویز» را ندارد راحت تر می شود باهاش همراه شد، با این که کارهای عجیب و غریبی انجام می دهد

و جالب این است که نهال با آدم ها مشکل ندارد، با علمکردها مشکل دارد. با شوهر مشکل ندارد، با تلویزیون نگاه کردن مشکل دارد، با خریدکردن به عنوان یک ابزار مشکل دارد. با مکانیکی زندگی کردن مشکل دارد.

نهال نه فقط با آدم های دیگر مشکل ندارد، بلکه آن ها را دوست دارد. چون اگر دوست داشتنی در کار نبود، ممکن بود برای عصیانش راه دیگری را برود. نهال سعی می کند با عصبانیتش چیزی را به دیگران بفهماند. نایستاده با تفاخر آن ها را نگاه بکند.

ارتباطش را با آن ها قطع نکرده...

یا جنس بد معرفی شده ای را روشنفکری را ندارد. اعتراض تحقیرآمیز ندارد.

قطاری ست که سوارش بوده و وقتی پیاده شده از خودش می پرسد «چه طوری سوارش بودم؟» و این شامل همه ی مکانیزم های عادی شده ی زندگی می شود. انگار دارد آداپته شدن را زیر سوال می برد. می گوید توقف کنید و نگاه کنید.

چیزی که نهال را حفظ کرده یک ساحتی از ترس است، که شبیه همان ترس از «پنبه ای شدن» زندگی ست. این ترس کمک می کند که شخصیت او را بفهمیم و کاملا ویرانگر نبینیمش. شاید بهترین مثالش همان سکانس آخر است که فرار می کند و پناه می گیرد. نه برای اینکه با آن جنین بمیرد، بلکه چون می ترسد.

پریدن از ارتفاع کم پازلی را در نقش هایی که بازی کردی کامل می کند. یک سری از نقش هایت آن دختر معصوم و ساده بود (یه حبه قند و شبانه روز و طلا و مس). آن طرف تر می ریم به نقش ات در هیچ، که یک نوع بدجنسی و بیرحمی درش هست (کسی که می رود و پشت سرش را هم نگاه نمی کند، ولی آن قدر شدید نیست که تماشاگر این بیرحمی را باور کند). در بی خود و بی جهت تبدیل می شود به خودخواهی، که «چیزی را می خواهم و آن را به هر قیمتی به دست می آورم.» شخصیت نهال انگار این ها را به هم پیوند داده.

هم پیوند داده و هم برش زمان گذشته.

یعنی اگر این خودآگاهی را ازش بگیریم، شبیه پسند می شود، و در عین حال خودخواهی شخصیت بی خود و بی جهت را هم دارد.

خودخواهی توش نیست. چیزی که باعث می شود با همه ی آن ها فرق داشته باشد، انکارنکردن مرگ است. سعی دارد همین را به بقیه هم بگوید. معنی اش هم این نیست که از یک ارتفاع بلند بپریم و بمیریم. فقط از یک ارتفاع کوتاه بپریم و مفهوم مرگ را که در همه چیز هست ببینیم. اگر خودخواهی درش بود، اصلا این مسیر را نمی رفت.

به هر حال مسیر تخریب را می رود. وقتی چهار میلیون و خرده ای می دهد پای لباس، این فقط برای اصلاح جهان نیست، بلکه حاضر است یک چیزهایی را خراب کند.

کاراکتر نهال خیلی خاص است. برای رو به رو شدن باهاش با هیچ شیوه ای که ما بازیگران بلدیم نمی شد رفت سراغش. هیچ راهی نبود جز فهمیدنش.

این پیداکردن با تمرین اتفاق افتاد یا با نماهای مجدد؟

خیلیش در تمرین های قبل از فیلم برداری پیدا شد. به لحاظ عملی شبیه تمرین هایی که این جا بدون من با بهرام توکلی داشتم نبود. آن جا روی حتی پلک زدن و نوع چرخاندن سر و چیزهای دیگر کار می کردیم.

این جور وقت ها چه قدر به دریافت خودت از بازیت اطمینان داری و چه قدر به کارگردان؟

بستگی دارد به این که کارگردان کی باشد؟

جایی بوده که اعتماد کامل کرده باشی به کارگردان؟

هیچ وقت پیش نیامده که صددرصد اعتماد کنم.

طی فیلم برداری یاد بچه ی رزماری پولانسکی بودید؟

حرف نزدیم راجع به اش.

نمی شود به این شباهت هیچ انگی زد، ولی ایده ی کلی دو فیلم خیلی شبیه است. هجوم رجاله ها و تک افتادگی یک مادر و جنین.

چه عجیب! الان که گفتید می بینم این شباهت هست. ولی درباره ی شباهتش به رمان بیگانه کامو فکر کرده بودم.

بیگانه کامو مرا قانع کرد که اشتباه است فکر کردن به این که چرا بهانه ی ورود به بحران در فیلم، مرگ بچه است. چون در بیگانه هم بهانه، مرگ مادر است. به لحاظ بازی فکر می کنم این جا نقطه ی مقابل بازی است در بی خود و بی جهت هستی. آن جا یک جور حاضرجوابی داری، و این جا تبدیل می شود به مکث. همه چیز با مکث همراه است.

این چیزی بود که حامد در پیش تولید درباره اش حرف می زد. همیشه می گفت وقتی وارد دفتر می شوی باید دو سه ساعت بگذرد تا برسی به ریتم نهال. اولش انرژی داری و وقتی خسته می شوی شبیه او می شوی. حامد خیلی خوب می دانست که نهال چه شکلی ست. نقشه ی راه کاملا دستش بود.

فیلم با این که نهال را از بقیه جدا می کند، ولی در کل یک دنیا می سازد. و آدم های دیگر هم توی همین دنیا هستند. مثالم شخصیت شوهر است. او به زنش می گوید: «اگر من نرمالم، تو افسرده ای، و اگر تو نرمالی، همه ماها زیادی خوشحالیم.» ولی توی فیلم آن قدرها هم خوشحال نیست. کی این جمله را می گوید؟ کسی که به خوشحالی شهره است: رامبد جوان، ولی در فیلم او فقط یک ذره از نهال خوشحال تر است. آن قدر نیست که فیلم از هم بپاشد.

اتفاقا رامبد جوان خیلی کنترل شده بازی می کند و این خیلی خوب است.

این مدتی که رامبد بازی می کند به نسبت نقش های دیگرش افسرده ست! چه قدر خودتان حواس تان به این قضیه بود؟

موقعی که من وارد پروژه شدم هنوز بازیگر نقش شوهر انتخاب نشده بود و وقتی حامد گفت به رامبد فکر می کند، به نظرم آمد که چه عجیب و سخت بود رامبد با آن همه گرفتاریش بتواند بیاید و فکر می کردم نمی آید. و خوشحال شدم آمد. این شکل از کار را پذیرفتن، زیر این مانیفست رفتن به نظرم خیلی قابل احترام است.

به نظرم همان قدر که حضور پرویز پرستویی فیلم امروز را نابود کرد، چون بک گراندهای گفته نشده ی شخصیت را با «حاج کاظم» پُر کرد، این جا بک گراند رامبد جوان به کاراکتر کمک کرده. این جا لازم نیست رامبد به اندازه ی خنداونه شاد باشد، چون آن شادی در بک گراند ذهنی بیننده از رامبد هست.

و این خیلی تکان دهنده ست. کسی که همه ی عمرش تلاش کرده برای شادی مردم، خیلی عجیب است که بیاید برای این نقش.

تازه حرف فیلم انگار طعنه ای ست به مدل بیرونی رامبد. انگار رامبد تن داده که در معرض اتهام فیلم قرار بگیرد.

این به نظرم ویژگی استثنایی رامبد است. فکر می کنم پذیرفتن این نقش این را ثابت می کند که حدی از درک عمیق درد در او هست که تصمیم گرفته کاملا راه برعکس اش را برود. درواقع برای همین است که انتخابش معمولا شادبودن است.

آخر فیلم وقتی شوهر آن جمله را می گوید که «من بچه ام مرده» انگار این سیکل برای او هم تکرار می شود.

و در این لحظه ست که فکر می کنیم این دوتا آدمی که در طول فیلم این قدر از هم دور بوده اند حالا می توانند کاملا به هم نزدیک بشوند.

راستش این روزها خیلی به یاد حرفی ام که حامد محمدطاهری خیلی سال پیش در کارگاهش به ما گفت. یک تصویر فراموش نشدنی بود. گفت بیایید جوانی را یک گل تصور کنید. خودش اسمش را گذاشته بود «هانای جوانی»، می گفت این همانی ست که برای شما در کار و زندگی و وجودداشتن الهام بخش است. یک روز عمر این گل تمام می شود. دیگر نیست. باید تا قبل از این که تمام شود و درواقع همیشه، تا آخر عمر، بگردید دنبال چیزی که بیاید جای آن. هرکس باید راه خودش را پیدا کند.

مجری برنامه خندوانه با انتشار پستی در صفحه شخصی خود به جناب خان شخصیت عروسکی محبوب این برنامه تسلیت گفت.

حذف دوباره پاریسی‌ها در یک هشتم‌نهایی! این تیتری بود که بامداد پنجشنبه اغلب پایگاه‌های خبری درباره بازی پاریس سن ژرمن مقابل منچستر یونایتد منتشر کردند. منچستریونایتد در دیداری جذاب و تماشایی، با نتیجه ۳-۱ پاری سن ژرمن را شکست داد و به مرحله یک‌چهارم نهایی چمپیونزلیگ صعود کرد.

رامبد جوان مجری برنامه خندوانه نیز در واکنش به این اتفاق، پستی اینستاگرامی منتشر کرد و خطاب به جناب خان شخصیت عروسکی محبوب این برنامه نوشت:

«رفیق عزیزم،جنابخان! باخت مفتضحانه ی پاریس سن ژرمن مقابل منچستر یونایتد و حذف تیمتان از لیگ قهرمانان اروپا را صمیمانه به شما تسلیت عرض می کنم.ما را در غم خود شریک بدانید.»

تسلیت رامبد جوان به جناب خان! + عکس

تسلیت رامبد جوان به جناب خان! + عکس

یادداشتی به بهانه اعلام خبر پدر شدن رامبد جوان ؛ نگید از ما گذشته!

 

بهترین سن برای مادر در بسیاری از منابع بین 26 تا 32 سالگی در نظر گرفته می‌شد. اما امروزه در زمان بررسی سن مناسب، فاکتورهای بیشتری در نظر گرفته می‌شود

خبر بچه‌دار شدن رامبد جوان و نگار جواهریان در چند روز گذشته که توسط جواهریان اعلام شد، واکنش‌های زیادی در شبکه های اجتماعی به دنبال داشته است. در کنار تبریک بسیاری برخی با اشاره به سن رامبد جوان(47) و نگار جواهریان (36) می‌گویند بچه‌دار شدن در سن بالا کار اشتباهی است و این به نوعی بازی کردن با سلامت کودکی است که قرار است به دنیا بیاید. اما آیا واقعا در این روزگار می‌توان بچه‌دار شدن را محدود به سنی خاص کرد، آن هم در شرایطی که سن ازدواج افزایش پیدا کرده است؟

 

اولین واکنش رامبد جوان به پدر شدنش!

پدر شدن رامبد جوان ، رامبد جوان

رامبد جوان مجری برنامه خندوانه با انتشار پستی به ماجرای پدر شدنش واکنش نشان داد و از حس خوب دختر دار شدنش نوشت.
 

پدر شدن  رامبد جوان  و حس ویژه این روزهایش

دو روز پیش بود که خبر  پدر شدن رامبد جوان  توسط همسرش نگار جواهریان فاش شد و حسابی مورد توجه هوادارانش قرار گرفت.  نگار جواهریان  در حین صحبت در یک مراسم از دختردارشدنش خبر داد و این خبر خوشحال کننده ای برای طرفدارانشان بود.

بعد از صحبتهای نگار جواهریان درباره  بچه دار شدن شان ، رامبد جوان برای اولین بار با انتشار پستی به این موضوع واکنش نشان داد.

 

 

 

آیا این خبر مفید بود؟
جهت مشاهده نظرات دیگران اینجا کلیک کنید

  • سلام

    رامبد نگو سلطان بگو

  • ناشناس

    این بچه هم

  • حمیدآقا

    خوب مبارکه

  • ناشناس

    اسم کانادایی مذاشتن دیگه بی هویتها

    • ناشناس

      الان برخورد بهتون اسم ایرانی گذاشت؟

  • Mona

    اره سلطانه!!!

  • ناشناس

    کاش فقط یکم رفتاررامبد جوان شبیه حرفایی بودکه میزد

  • ناشناس

    موقع پخش خندوانه به تمام فامیل گفتم این آقا برای حرفی وکلامی که میگه ارزش قایل نیست هر وقت اونایی که شاد میشدن برای این برنامه با دیدن قیافه رامبد حالشونو خراب میشه

  • ناشناس

    پس پچش

  • خسرو

    بگذرد که عدهای با این اسم آشنایی ندارند اسم قشنگی ست ولی حیف که در کانادا اسم کاملا ایرانی تو چرا خودتا خراب کردی زرتشتی هم بودی اینطوری نبود ؟

  • ناشناس

    به امار وطن فروشا اضافه شد

    • Horror

      😏😏😏هرکی هرجا شاد باشه اونجا وطنشه

  • ناشناس

    مبارکتون باشه قدم نورسیده ..چشم حسوداتون کور

  • مائده

    بابااا ول کنید این بیچاررو دیگه . مگه چیکار کرده انقد بدو بیراه میگید بهش . حالا خانومش لباسش مناسب نبوده خب درست اما بسه دیگه شورشو دراوردین انگار خودتون جاش بودین با چادر میرفتین بیرون تو خارج. والا . سرتون تو زندگی خودتون باشه چیکار زندگی شخصی بقیه دارین.

    • مرتضی

      خب بسلامتی ..
      برگرد مردم ایران خیلی منتظرن دوباره خیللللی دوستشون داشته باشی...

  • یونس

    من تا 30سال پیش یادمه به خیلی از کسانی که الان وارد خانواده ی هنرمندها شدن میگفتن کولی یا غربتی یا لوتی وبخاطر اینکه مردم نجس میدونستنشون اگه تو ظرفی غذا میخوردن ظرف رو اب کشی میکردن اما الان همون غرببتی ها اومدن جزئ هنرمندها واسم هنرمند گذاشتن روشون

  • محمد

    ماکانادا رو خییلی دوست داریم

    • فاطمه

      ما کانادا دختو خیلی دوست داریم
      خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیلی!!!!😌😌😌😌

  • فاطمه تاجیک

    اقای جوان نگار خانوم تبریک خوش قدم باشه نور دخت کوچولو

  • Z.sh.L

    قدم نورسیده مبارک،ولی آقای رامبددیگه هیچ وقت نمی تونم مثل قبلا دوستتون داشته باشم وهوادارتون باشم.

  • سودا

    دیگه چی مگه داریم 🤔🤔🤨😥😥😡😡😡

  • ناشناس

    کاش اینقدر ایران ایران نمیکردی رامبد.
    ادم ناموسشو ببره خارج اونم بدون پوشش.
    جالب بعداز اینکه اومد ایران دوباره مشغول به کار میشه. 😢
    ببخت مردم ایران که گول امثال اینارو میخورن.

  • فریبا خاتمی ازاذربایجان شرقی

    سلام آقای جوان قدم نورسیده مبارک!امیدوارم زیرسایه پدرو مادربزرگ شه

  • یاس

    ان جناب رامبد خان جوان عکس های عروسی چهارم رو ببینیم..

  • من بهار دلپذیر هستم

    سلام آقای رامبد جوان وخانم نگار،
    قدم نو رسیده مبارک، الهی شادباشید

  • مهشاد

    نگار جان قدم نو رسیده مبارک🌷

  • نسیم

    آقای جوان و خانم جواهریان عزیز قدم نو رسیدتون مبارک باشه 💐💐💐💐🌹🌹🌹

  • NR

    مبارکه

  • زهرا

    من بودم دیگه بر نمیگشتم.. چون دیگه کسی قبولش نداره

  • رامبد جوان

    سلام مردم ایران.. منم رامبد

    • زهرا

      اقای جوان قدم نو رسیده مبارک
      و اینکه واقعن بعضیا خیلی بی فرهنگند که به کسی مث شما ک تنها برنامه تلوزیونی ک شاد هس رو دارید فحش میفرستند آدم هر چی رو هم باید قبول نکنه شما از کجا میدونید ک اون نگار بوده و فتوشاپ نبود و اصلا بوده ک بوده من نمیدونم چرا بعضیا انقد تو زندگی شخصی دیگران دخالت میکنن

  • ناشناس

    رامبد جوان تبریک میگوییم به شما و همسرتان
    برگردد بیا میخواهیم کلمبوس ببینیم
    نه حال نمیده

  • علی

    خودشا

  • ناشناس

    اگه شما اینقدحرفتون حجابه

  • سعید

    چه بچه ی نازی داری

  • ضحا

    خوب مبارک من خیلی خوش حالم

  • فرشته جونده

    ما خيلي باحاليم ،