`
شمانیوز
شما نیوز

اخبار حوادث

ارز فی

پرونده شلیک پلیس به زن اهوازی به کجا رسید | مرگ زن اهوازی در شلیک اشتباه پلیس اهواز

سخنگوی ناجا با اشاره به ماجرای شلیک اشتباهی پلیس به زنی در اهواز و تشریح آخرین وضعیت پرونده آن، تاکید کرد که چنین خطاهایی باید به صفر برسد.

به گزارش شمانیوززن اهوازی در شلیک اشتباهی پلیس اهواز کشته شد. در منطقه‌ای در اهواز یک سرقت مسلحانه‌ای رخ داده بود و پلیس به اشتباه به زن اهوازی شلیک کرد. زن اهوازی در جلوی چشمان پسر سه ساله اش کشته شد. پلیس درباره شلیک اشتباهی به زن اهوازی این موضوع گفت: در این حادثه هیچ عمدی در کار نبود،لذا از این خطاها اتفاق می‌افتد اما در کار پلیسی و بحث تعقیب و گریز این اتفاقات معمول است و سعی ما این است که اینگونه خطاها به صفر برسد.

پرونده شلیک پلیس به زن اهوازی به کجا رسید 

نهم مهرماه امسال بود که مأموران پلیس اهواز در جریان تعقیب و گریز خودروی سارقان مسلح به اشتباه به خودرو حامل اعضای یک خانواده سه نفره شلیک کرده و متاسفانه با اصابت گلوله زن جوانی جان خود را از دست داد، حالا سردار مهدی حاجیان، سخنگوی ناجا با حضور درجمع خبرنگاران آخرین وضعیت رسیدگی به این پرونده را تشریح کرده است. او در این باره گفت:‌ در مورد ماجرای اهواز توضیحاتی را فرمانده انتظامی استان خوزستان دادند و از خانواده محترم آن مرحوم هم دلجویی شد.

وی در توضیح این ماجرا گفت: در آن منطقه یک سرقت مسلحانه‌ای رخ داده بود که تصاویری از این سرقت هم در فضای مجازی منتشر شد و مجرمان با سلاح جواهرات و زیورآلات خانمی را برده بودند. درپی آن مشخصات پژو پارسی که سارقان به وسیله آن این کار را انجام داده بودند، از طریق شبکه به ماموران ابلاغ شد و پلیس در تعقیب این خودرو بود.

سخنگوی نیروی انتظامی ادامه داد:‌ در ادامه ماموران با این خودرو مواجه شده و زمانی که پلیس به این خودرو تذکر داد، باید از فرمان پلیس اطاعت می‌کرد. لذا اشتباهی در تیراندازی اتفاق افتاد و پلیس هم ابراز تاسف و از خانواده آن عزیز هم دلجویی کرد.

حاجیان درباره اینکه آیا ماموران دیدی در مورد خودرو و سرنشینان آن داشتند؟‌ گفت:‌ این اتفاق بر اساس ضوابط تحقیق و بررسی شده و سازمان قضایی نیروهای مسلح هم به آن ورود کرده و در دست بررسی است. ما نتایج را حتما به اطلاع مردم عزیز خواهیم رساند.

زن اهوازی

کجای دنیا سارق مسلح با زن و بچه به سرقت می رود؟

وی با تاکید بر اینکه در این حادثه هیچ عمدی در کار نبود، گفت:‌ لذا از این خطاها اتفاق می‌افتد و فرمانده ناجا هم تاکید کردند که این موضوع به صورت ویژه مورد بررسی قرار بگیرد. اما در کار پلیسی و بحث تعقیب و گریز این اتفاقات معمول است و سعی ما این است که اینگونه خطاها به صفر برسد.

همسر ساناز: کجای دنیا سارق مسلح با زن و بچه به سرقت می رود؟

همسر ساناز: آیا سارق مسلح در تقاطع توقف می‌کند تا پلیس فرصت کند از خودرویش پیاده و اسلحه را از دست سربازش بگیرد و از فاصله نزدیک به او شلیک کند؟

ساناز، تنها همسرم نبود همه زندگی‌ام بود.چندسال پیش که به خواستگاریش رفتم با عشق تمام ازدواج کردیم .ثمره این عشق پسر سه ساله‌ام « آریو برزن» است که یک‌ماه است بی مادر شد‌ه است. کاش آن روز از خانه بیرون نرفته بودیم. همسرم دخترعموی من هم بود. ساناز فقط 29 سال داشت...

گفته‌های بالا بخشی از روایت « میلاد محمدیان» جوان 34 ساله اهوازی درباره حادثه‌ای است که روز نهم مهرماه امسال برای او و همسرش ساناز و تنها فرزندشان «آریو برزن» در خیابان مهدیس نبش بلوار آبفای این شهر اتفاق افتاد. میلاد خوزستانی و فروشنده لوازم یدکی ماشین سنگین در اهواز است که به گفته خودش تا یک ماه پیش زندگی خوبی داشت: در اهواز همه مرا می شناسند. کشتی گیر باشگاه نفت و عضو هیأت کشتی استان بودم و سرم به کار خودم گرم بود.

میلاد که نام شناسنامه‌ایش منصور است، بیشتر درباره جزئیات حادثه آن روز به ایلنا گفت: وقتی درباره‌اش حرف می‌زنم حالم بد می شود. در یک لحظه دنیا جلوی چشم‌ام تیره و تار شد. نهم مهرماه سال‌جاری روز جمعه ساعت 13:10 دقیقه بود که به همراه همسرم ساناز و پسر 3 ساله ام آریوبرزن سوار خودروی‌مان شدیم.حین سوار شدن پسرم بهانه گرفت جلو بنشید.ساناز همسرم گفت اشکالی ندارد راه زیادی نیست بگذار بنشیند.راهی خانه پدرم شدیم در حالی که پسرم در صندلی جلو و ساناز در صندلی عقب نشسته بودند. فاصله خانه ما تا منزل پدرم تقریبا یک کیلومتر است.

میلاد افزود: منزل‌مان پشت یکی از خیابان‌های اصلی شهر اهواز است. پس از طی مسافتی وارد خیابان «مهدیس» شدیم. باید به سمت چپ خیابان دور می زدیم. هنگام دور زدن یک خودروی رونیز نیروی انتظامی، یک پژو پارس و ال نود شخصی وارد خیابان شدند . نزدیکی‌های خانه پدرم ، به ترتیب خودروی ال نود، پارس و رونیز نیروی انتظامی پشت سر ما داخل بلوار آبفا پیچیدند . از آینه بغل خودروی ال نود را می‌دیدم . آریو برزن سر پا در صندلی جلو ایستاده بود و با مادرش صحبت می کرد. ساناز هم عقب خودرو و بین دو صندلی نشسته بود.

وی عنوان کرد: متاسفانه در طول مسیر نظرمان عوض شد و قرار شد به خانه عمویم یعنی پدر همسرم برویم. چون ساناز گفت«امروز جمعه است و پدر و مادرت سن شان بالا است شاید بخواهند دم ظهری استراحت کنند. خواهرانت هم تمام طول هفته سرکار بودند شاید خسته باشند. بهتر است ناهار را به خانه مادرم برویم و عصر به خانه پدرت برگردیم. »

 

آیا این خبر مفید بود؟
جهت مشاهده نظرات دیگران اینجا کلیک کنید
copied