کدخبر: 961275

عاشقانه های دیده نشده برزو ارجمند و همسرش در سالگرد ازدواجشان + تصاویر

برزو ارجمند (زاده ۱۳۵۴ خورشیدی در مشهد)، برزو ارجمند بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون و پسر انوشیروان ارجمند است. برزو ارجمند مدرک کارشناسی خود را از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران در زمینه بازیگری و کارگردانی دریافت کرد...

برزو ارجمند  (زاده ۱۳۵۴ خورشیدی در مشهد)، برزو ارجمند بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون و پسر انوشیروان ارجمند است. برزو ارجمند مدرک کارشناسی خود را از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران در زمینه بازیگری و کارگردانی دریافت کرد.  پدر برزو ارجمند را یگانه استاد خود می‌داند. خواهر  برزو ارجمند   بهار ارجمند از بازیگران تئاتر است و همسرش پارمیس زند طراح چهره پردازی سینماست. برزو ارجمند : همه هستی من ، آیه تاریکی است که تو را در خود تکرار کنان به سحرگاه شکستن ها و رستن ابدی خواهد برد. شانزده سال شد که زیر سایه ی تو آرامم #سالگرد_ازدواج

 

 

 

ماجرای جالب ازدواج شاهرخ استخری و همسرش + عکس

 

 

پدر برزو ارجمند پیشکسوت سینما ، تئاتر و تلویزیون 23 آذر سال 1393 پس از تحمل بیش از دو هفته بیماری در سن 73 سالگی درگذشت. زنده یاد ارجمند از چندی پیش به دلیل سکته قلبی در بیمارستان پارسیان تهران بستری بود. ارجمند در 27 مهرماه سال 1320 در زاهدان چشم به جهان گشود ، وی برادر بزرگتر داریوش ارجمند (بازیگر) پدر پیروز (رییس مرکز موسیقی ) و برزو ارجمند است. زنده یاد ارجمند در اواخر دهه 40 به عنوان بازیگر و کارگردان تئاتر در مشهد فعالیت خود را آغاز کرد.

برزو ارجمند از دار دنیا فقط یک خواهر دارد و با او نیز رابطه بسیار خوبی دارد بهار بازیگر توانایی است البته در عرصه تئاتر او لیسانس فلسفه دارد و با معلومات بالا و آموخته هایش از پدر روی صحنه همیشه عالی بوده و در سن سیزده سالگی بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر شد. برزو ارجمند ازدواج کرده است و همسرش از همکلاسی های دانشکده اش بوده. آنها یک پسر به نام جانیار دارند.

 

نحوه آشنایی و ازدواج برزو ارجمند از زبان برزو ارجمند:

من و پارمیس هم دانشکده ای بودیم. گرایش من از سال سوم، نمایش بود و پارمیس طراحی صحنه می خواند. کار صحنه را از همان زمان شروع کردیم. پارمیس گریم و طراحی صحنه کار می کرد و من هم بازی می کردم. پارمیس از ایران رفته بود. وقتی برای یک سفر کوتاه یک ماهه به ایران برگشت، با دوستان دانشکده جمع شدیم که به دیدنش برویم. وقتی به دیدنش رفتیم، بعد از نیم ساعت خیلی فی البداهه به نظرم رسید که می تواند همسر مناسبی برایم باشد. پرسیدم با من ازدواج می کنی؟ خندید و گفت:شوخی می کنی، بعد کمی فکر کرد و گفت:آره!  البته ما 10 سال از هم شناخت داشتیم.