کدخبر: 986828

چرا درجریان انقلابی "کسب قدرت" جایگزین" تکلیف محوری" شده است؟

"احساس تکلیف میکنم"،"تکلیف را بر دوش من گذاشتند"،"تکلیف جریان ما این است"و... جملاتی است که تا همین چندصباح پیش در جریان اصولگرا ، ترجیع بند اعلام مواضع،اعلام کاندیداتوری ها و پذیرش مسئولیت از جانب چهره های این جریان می شد.

برغم این  تکلیف محوری که برابر بود با دشواری و پذیرش بار سنگین مسئولیت از جانب چهره های جریان اصولگرا اما  مدتی است که" رقابت "برسر کرسی و مقام،جایگزین " تکلیف محوری" شده است . آن هم درست در زمانی که جریان اصولگرا سودای ورود به گام دوم انقلاب را دارد و عزمش دمیدن روح دوباره به آرمان های انقلاب اسلامی و بهینه سازی جریان انقلابی است که ارزش هایش در پاکدستی،فسادستیزی و جوانگرایی بیش از هر فاکتور دیگری متبلور است.

برغم  شعارهایی که در تقویت جریان انقلابی از هر محفل اصولگرا و ارزشی محوری که شنیده می شود خروجی روند اما به سمت و سوی دیگری رفته است که بیش از آنکه موید و معرف انقلابی گری باشد حکایت از سهم خواهی و رقابت بی اصول و قاعده جریان اصولگرا بر سر تصاحب قدرت دارد.

روندی که اوج آن در هجوم  چهره های اصولگرا برای نام نویسی در انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری بیش از هر زمان دیگری آشکار شد، فهرست پر شماری که چهره ها اصولگرا را به عنوان مشتاقان رسیدن به پاستور و رسیدن به قدرت گرد هم جمع آوری کرد.مشتاقانی که متاسفانه قریب التفاقشان عنوان کاندیدای پوششی را از اذهان عمومی دریافت کردند و متهم به سهم خواهی از کابینه ابراهیم رئیسی در فردای پیروزی شدند.

کاندیداهای پوششی که با دست رد ابراهیم رئیسی بر سینه جمعی شان، آنها را به سمت کرسی شهرداری تهران و تصاحب سکانداری بهشت سوق داده و رقابت سنگین و فشرده ای را در این میدان به ارمغان آورده است.

رقابتی آنچنان فشرده و به دور از تکلیف محوری که سبب ایجاد چند دستگی میان 21 منتخب شورای ششم شهر تهران شده است و مسیر انتخاب شهردار را بیش از هر زمان دیگری دشوار کرده است.لابی ها و تاکیتک ها و استراتژی های طیف های مختلف جریان اصولگرا با راهیافتگان به شورای شهر تهران چنان است که این شورا هنوز بعد از قریب به دوماه بحث و بررسی بر سر انتخاب شهردار تهران همچنان اندر خم  بحث وارسی نام ها و اسامی است و نتوانست به گزینه ی مشخصی برای سپردن سکان شهرداری تهران برسد. 

سرگردانی جریان اصولگرا در تعیین تکلیف کرسی های مدیریتی موید این نکته تلخ برای جریان ارزشی  انقلابی است که از تکلیف مداری به رقابت برای کسب قدرت رسیده اند. حال سوال این است با رقابتی چنان عمیق چگونه می شود بر سر ارزشها ماند و انقلابی عمل کرد؟