کدخبر: 992764

بیتا سحرخیز|بیتا سحرخیز و همسرش|بیتا سحرخیز و پدرش

بیتا سحرخیز بازیگر سریال در کنار پروانه ها کیست؟ | بیتا سحرخیز در لباس عروس

بیتا سحرخیز بازیگر سینما و تلویزیون است که متولد 21 آذر 1361 در تهران است. بیتا سحرخیز ازدواج نکرده و مجرد است. بیتا سحرخیز در سریال «در کنار پروانه ها» به کارگردانی داریوش یاری است که از شبکه دو سیما روی آنتن می روند نقش آفرینی کرده است.

به گزارش شمانیوز، بیتا سحرخیز بازیگر سینما و تلویزیون است که متولد 21 آذر 1361 در تهران است. بیتا سحرخیز ازدواج نکرده و مجرد است. بیتا سحرخیز در سریال «در کنار پروانه ها» به کارگردانی داریوش یاری است که از شبکه دو سیما روی آنتن می روند نقش آفرینی کرده است.

بیوگرافی بیتا سحر خیز

نام:بیتا

نام خانوادگی:سحر خیز

زمینه فعالیت :سینما، تلویزیون، تئاتر

تولد:21 آذر 1361 (34 سال)

محل تولد:تهران

ملیت:ایرانی

پیشه:بازیگری

سال های فعالیت:از 1385 تاکنون

مدرک تحصیلی:کارشناسی دبیری ازدانشگاه تاکستان

زندگینامه کامل بیتا سحرخیز

بیتا سحرخیز متولد 21 آذر 1361 در تهران است. مدرک کارشناسی دبیری ابتدایی را گرفته ولی شغل اصلیش بازیگری است.از آثار بیتا سحرخیز در سینما می توان انعکاس، هم خانه، فقط چشم هاتو ببند و نسکافه داغ داغ اشاره کرد. ضمن اینکه در تلویزیون کارهای راه بی پایان و ترانه مادری را در کارنامه دارد.در عالم بازیگری گرچه پرونده کاری اش تنها به چند کار محدود می شود اما همان چند کار کافی است تا بیتا سحرخیز را به چهره شناخته شده ای تبدیل کند؛ مینای راه بی پایان، مهسای هم خانه و البته بیش از همه نغمه ادیب. او چنان در سریال ترانه مادری در نقش نغمه ادیب فرو رفته که حتی اختلاف سنی اش با محسن افشانی چندان به چشم نمی آید.بیتا سحرخیز تا کنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

چگونگی ورود بیتا سحرخیز به بازیگری

بیتا سحرخیز:من از بچگی این کار رو دوست داشتم ولی چون خانواده من اهل هنر نبودند و موافقتی هم وجود نداشت که من این حرفه رو انجام بدم، حتی در دوره دبیرستان برای هنرستان هنر اقدام کردم شرط این بود که یکی از اعضای درجه یک خانواده اهل هنر باشد و برای من اینطور نبود و من به درسم ادامه دادم تا زمانی که بین کاردانی و کارشناسی ام یکسال فاصله افتاد و آن زمان با اصرار فراوان اومدم کلاسهای بازیگری آقای تارخ رو شرکت کردم و بعد از این دوره، کارشناسی رو خوندم و بازی هم می کردم.

با اصرار فراوان اومدم کلاسهای بازیگری آقای تارخ رو شرکت کردم و بعد از این دوره، کارشناسی رو خوندم و بازی هم می کردم .شاید انگیزه قوی که به من داده شد برای ادامه این حرفه که بدونم من می تونم تو این حرفه دوام بیارم، کلاسهای آزاد بازیگری و خود آقای تارخ بود.

من قبل از مجموعه راه بی پایان، فقط چشمهایت را ببند (علیرضا امینی) را کار کردم و اگر اون فیلم توقیف نمی شد و اکران می شد فکر می کنم که مسیر زندگی من را کاملا عوض می کرد و اون سکوی پرتاب من میشد ولی باز هم خدا را شکر می کنم که در جای دیگر این اتفاق افتاد. من از طریق آقای تارخ به همایون اسعدیان معرفی شدم و ایشون در ابتدا در انتخاب من تردید داشتند ولی وقتی آقای امینی فیلم فقط چشمهایت را ببند را برایشان گذاشتند ایشان به یقین رسیدند که من از پس نقش برمی آیم، البته باید بگم که خودشون خیلی به من کمک کردن چون به هر حال من یک بازیگر تازه کار بودم و یکسری خامی ها وجود داشت. ایشون با تمریناتی که می کردند سعی می کردن روی اونها رو بپوشونند و خیلی کمک بزرگی بود. این سکو، سکوی خوبی بود.

ضمن اینکه در تلویزیون کارهای راه بی پایان و ترانه مادری را در کارنامه دارد.در عالم بازیگری گرچه پرونده کاری اش تنها به چند کار محدود می شود اما همان چند کار کافی است تا بیتا سحرخیز را به چهره شناخته شده ای تبدیل کند؛ مینای راه بی پایان، مهسای هم خانه و البته بیش از همه نغمه ادیب. او چنان در سریال ترانه مادری در نقش نغمه ادیب فرو رفته که حتی اختلاف سنی اش با محسن افشانی چندان به چشم نمی آید. وی به عنوان یکی از بازیگران اصلی سریال ماه و پلنگ در نقش ملکا حضور دارد.وی فعالیت سینمایی خود را از سال 1385 با فیلم نسکافه داغ داغ آغاز کرد.

تئاتر را دوست دارم اما تجربه نکردم که ببینم چقدر بهش علاقه دارم، ولی دوست دارم کار تئاتر انجام بدم چون به نظر من بازیگر را توی خیلی زمینه ها محکم میکنه ولی فرصتش پیش نیومده است.

عکاسی رو خیلی دوست دارم یاد بگیرم، ولی نه به عنوان یک شغل بلکه به عنوان اینکه دوست دارم هنر دیگری رو تو زندگیم تجربه بکنم و فقط برای اوقات فراغت خودم

همون مجموعه راه بی پایان، تو قسمت 13، زمانی که خانم محبوبه بیات میاد تو شرکت و قرار بود که من تو اون سکانس به شدت گریه کنم و از قبل از اینکه کار شروع بشه من به خودم می گفتم که باید این رو به بهترین نحو انجامش بدم و خیلی برام مهم بود. روز فیلمبرداری آقای اسعدیان گفتند دوربین روشنه و هر موقع هم که دیالوگ یادت رفت از ادامه اون شروع کن و گریه رو ادامه بده، منم بلند بلند داشتم گریه می کردم اونقدر پرانرژی داشتم این کار رو می کردم که وقتی عکسهای اون روز رو نگاه می کنم تمام رگهای پیشونیم بیرون زده بود، از اوج گریه من همه عوامل پشت صحنه هم داشتند گریه می کردن توی همون حین و تو اوج هق هق گریه و بدون قطع گریه گفتم دیالوگهای من چی بود یادم رفته، یهو همه عواملی که داشتند با من گریه می کردند زدند زیر خنده. این قضیه تا آخرین روز فیلمبرداری باعث خنده همه می شد ( که دیالوگهای من چی بود).

من روزهای غمگین توی زندگیم زیاد داشتم .ولی الان دارم سعی می کنم روزی رو غمگین نبینم، اسم روزم رو غمگین نیمذارم، اسمش رو میذارم روزی که خدا خواسته این اتفاق بیفته و من نباید غمگین باشم این مصلحت خدا بوده و فکر می کنم از این به بعد روز غمگین توی زندگیم نخواهم داشت.

بهشون میگم که خوشحالم که به بازیگری عشق دارید اگر فقط عشقه براش سعی و تلاش کنید و مطمئن باشید که این عشق شما رو به هدفتون میرسونه و باعث پیشرفتتون میشه، ولی اگر به خاطر اینکه دو نفر شما رو بشناسند و به شهرت و به معروفیت برسید، نه، من تو این حرفه چنین چیزی رو نمی بینم و ماندگار هم نیست، به نظر من اگر فکرتون اینه هنوز که اول راه هستید بهتره

بیتا سحرخیز یکی از بازیگران اصلی سریال «شکوه یک زندگی» که در روستای قریب محله بهشهر در حال ساخت این سریال هستند در پلانی که باید سوار بر اسب می شد به طور ناگهانی از روی اسب زمین خورد.

رضا بهشتی کارگردان مجموعه تلویزیونی «شکوه یک زندگی» در خصوص سانحه آسیب دیدگی بیتا سحرخیز بازیگر نقش نارگل در این سریال گفت:«خوشبختانه مشکل جدی بجر کوفتگی پا وجود ندارد و او برای ادامه معالجات به تهران آمده است. آسیب دیدگی پیش آمده در پی سوارکاری این بازیگر در صحنه تصویربرداری سریال در شمال کشور بود.»

او در ادامه پیرامون توقف و ادامه تصویربرداری این سریال بیان کرد:«پیش از این اتفاق، تصمیم گروه بر تعطیلی یک هفته بود که با توجه به این رخداد چند روزی جلو افتاد و اکثر گروه سازنده و بازیگری به تهران آمده اند.»

فیلم شناسی بیتا سحرخیز

سینمایی

نسکافه داغ داغ 1385 علی قوی تن

فقط چشم هاتو ببند 1385 علیرضا امینی

هم خانه 1386 مهرداد فرید

انعکاس 1386 رضا کریمی

نیش زنبور 1388 حمیدرضا صلاحمند

خبر خاصی نیست 1393 مصطفی شایسته