کد خبر : 901495

ابوالقاسم خسروی سهل‌آبادی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی در قالب یادداشتی به بررسی تغییرات گسترده در وزارت آموزش و پرورش در دولت‌های مختلف پرداخته است.

ابوالقاسم خسروی سهل‌آبادی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی در قالب یادداشتی به بررسی تغییرات گسترده در وزارت آموزش و پرورش در دولت‌های مختلف پرداخته است.

متن این یادداشت در ادامه آمده است:

چهاردهمین وزیر آموزش‌وپرورش، بعد از انقلاب در نامه‌ای علت استعفای خود را کاندیداتوری برای مجلس شورای اسلامی اعلام کرد، اقدامی که افکار عمومی جامعه، جناح‌های مختلف سیاسی آن را دلیل موجه برای کناره‌گیری از وزارت آموزش‌وپرورش ندانستند، بدیهی است و همه می‌دانند که این استدلال قابل قبول نیست، چراکه جایگاه وزارت به‌لحاظ خدمت بسیار مهم‌تر است و اگر قرار است وی که تا معاونت پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش را در کارنامه خود دارد خدمت کند، چه جایی مهم‌تر از وزارت آموزش‌وپرورش.

سید محمد بطحایی، شخصیت متدینی است و معمولا سعی می‌کند مسائل را مراعات کند، انتظار این بود که حداقل بخشی از واقعیت مطرح می‌شد، استعفا به‌علت حضور در انتخابات مجلس منطقی به‌نظر نمی‌رسد، وزیری برای شرکت در انتخابات مجلس کرسی وزارت آموزش‌وپرورش را رها کند، این استدلال باورکردنی نیست، خوب بود که وی صادقانه حرف می‌زد، زیرا وقتی باور جامعه بر غیرصادقانه بودن این استدلال است،‌ خانواده آموزش‌وپرورش از جمله معلمان و دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که می‌توان غیرصادقانه هم رفتار کرد که این امر خلاف حکمت است، انتظار داشتیم، اگر بطحایی خواسته‌ها و برنامه‌هایی داشتند که دولت همراهی نکرده بود،‌ آن را عنوان می‌کرد و حتی اگر باورش این بود که دولت همراهی و همکاری کرده است، اما خودش توانایی نداشت، باز هم این موضوع را صادقانه می‌گفت، استعفای مبنی بر اینکه قصد شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی را دارد، آن هم از مدیریت عالی نظام تعلیم و تربیت پیام تربیتی خوبی به‌همراه ندارد.

برای استعفا و کناره‌گیری سید محمد بطحایی احتمالاتی توسط رجال و شخصیت‌های سیاسی مطرح شد که بخشی اشاره می‌شود:

- اختلاف با نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه همان عاملی که سبب استعفای وزیر بهداشت و درمان شد.

- اختلاف وزیر آموزش‌وپرورش با رئیس جمهور به‌خاطر عدم همراهی دولت برای تحقق وعده‌های سید محمد بطحایی در برنامه وی در تصدی پست وزارت

- عدم پرداخت به‌موقع معوقات، افزایش حقوق و حل مشکلات معیشتی فرهنگیان، عدم اجرای رتبه‌بندی معلمان

- رویارویی سید محمد بطحایی با مافیای کنکور و شرکت‌های تجاری گسترش تست‌زنی و حافظه‌محوری در آموزش‌وپرورش

- فجایعی همچون مدرسه غرب تهران و زاهدان و تاکستان و ...

- طراحان پشت پرده سند 2030

- فرار از پاسخگویی دولت در پرونده بانک سرمایه و صندق ذخیره فرهنگیان، پرونده‌ای که در یک روز همزمان در جلسه رسیدگی دادگاه سه نفر دچار سکته می‌شوند.

- و در نهایت احتمال اینکه که گروه‌های فشار و اصلاح‌طلبان افراطی که احساس می‌کردند، سید محمد بطحایی حرف گوش‌کن و مطیع صددرصد مطامع سیاسی نیست و در مقدمه‌چینی‌های انتخاباتی آینده به آن‌ها کمک نمی‌کند و ممکن است طبق نظر آن‌ها مهره‌چینی را انجام ندهد، بنابراین فشار آوردند که سید محمد بطحایی وزارت را ترک کند.

انتصاب سید جواد حسینی به‌عنوان سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش اگر چه فردی پرتلاش و پرانرژی بوده، ولی چون فردی است که در امور سیاسی و اصلاح‌طلبی اشتهار بیشتری دارد، شائبه دخالت گروه‌های فشار را تقویت می‌کند.

در هر دوره‌ای تعلیم و تربیت کشور متأثر از فضای سیاسی دولت‌ها بوده است و حتی مدیرانی که وابستگی سیاسی خاصی نداشته‌اند تحت تأثیر فضای سیاسی جامعه مجبور به‌اجرای برنامه‌های جهت‌داری در درون آموزش‌و‌پرورش شده‌اند و سایه انداختن فضای سیاسی‌زدگی بر سر آموزش‌و‌پرورش همواره از بزرگ‌ترین معضلات و مشکلات این نهاد بوده است.

در بسیاری از کشورها نظام آموزش‌و‌پرورش از جمله سازمان‌های ثابتی است که تغییرات گسترده‌ای در آن با تغییر سران سیاسی کشور رخ نمی‌دهد، در نتیجه مدیران ارشد و میانی این نهاد در طی سالیان تجارب ارزشمندی را کسب، ذخیره و اجرا می‌کنند، اما در کشور ما متأسفانه با وجود تأکیدات فراوان دولت‌های مختلف بر عدم تغییرات گسترده در نهادهای بنیادین جامعه در برخی زمان‌ها شاهد هستیم که با تغییر یک مدیر ارشد دامنه این تغییرات حتی به‌آبدارچی‌ها و پیشخدمت‌های آن سازمان نیز می‌رسد.

متاسفانه سنگ‌بنای این تغییرات گسترده و بی‌حساب در دولت اصلاحات گذاشته شد و در دولت احمدی‌نژاد این مسیر غلط ادامه یافت، در دولت به‌اصطلاح اعتدال و تدبیر ضمن تغییر بیش از 3 هزار مدیر از ستاد تا مدیران استان‌ها، مناطق، شهرستان‌ها و حتی مدیران مدارس و در مدت حدود 6 سال چهار وزیر یعنی به‌طور متوسط هر وزیر یک سال و نیم این روند غلط با شدت بیشتر ادامه یافت.

آیا در آموزش‌وپرورش که برداشت محصولات ارزشمند و حیاتی آن حداقل نیازمند برنامه‌ریزی 20 ساله است، این نحوه عملکرد می‌تواند قابل دفاع و زمینه‌ساز تعلیم و تربیت اسلامی و نهادینه سبک زندگی اسلامی و خدمت به فرهنگیان عزیز باشد.

در پایان این بیان حکیمانه رهبر معظم انقلاب را یادآوری می‌شود: نگاه سیاسی، حزبی و جناحی به آموزش‌و‌پرورش سم است (رهبر معظم انقلاب93/02/17)

 

آیا این خبر مفید بود؟
جهت مشاهده نظرات دیگران اینجا کلیک کنید