`
شمانیوز
شما نیوز

رپرتاژ آگهی/

ارز فی

وکیل، مدافع حق است یا مدافع موکل؟

وکیل به دنبال نجات موکل می باشد. سناریویی را طراحی و ارائه می نماید که پایان آن رهایی موکل است و وکیل موفق کسی است که سناریوی بهتری را طراحی و اجرا نماید این ایده چه میزان با واقعیت منطبق است و چقدر می تواند صحیح باشد؟

وکیل، مدافع حق است یا مدافع موکل؟

وکیل به دنبال نجات موکل می باشد. سناریویی را طراحی و ارائه می نماید که پایان آن رهایی موکل است و وکیل موفق کسی است که سناریوی بهتری را طراحی و اجرا نماید این ایده چه میزان با واقعیت منطبق است و چقدر می تواند صحیح باشد؟

به عبارت دیگر نقش وکیل در جریان رسیدگی به بک پرونده قضایی چیست و وظیفه او کدام است؟

برای پاسخ به این سؤال لازم است ابتدا به سؤال دیگری پاسخ داده شود.

چرا شخص می تواند و در بعضی موارد لازم است در دادگاه از وکیل استفاده نماید؟

اصل مسلمی در حقوق ما وجود دارد که به موجب آن اصل « جهل به قانون رافع مسئولیت نمی باشد» مفهوم آن این است که اشخاص نمی توانند با طرح این ادعا که از حکم قانون آگاهی نداشته اند از عواقب و نتایج اعمال خلاف قانون خود مصون بمانند.

وکیل

 به موجب اصل نوزدهم از قانون اساسی همه مردم از حقوق مساوی برخوردار هستند و به موجب اصل بیستم همه افراد ملت یکسان در حمایت قانون قرار دارند. مطابق این اصول در مقام اجرای قانون تفاوتی بین شهروندان نیست و همه باید به مفاد قانون پای بند باشند و می توانند از مزایای قانون به طور برابر استفاده نمایند.

قوانین مصوب توسط مجلس پس از تأئید شورای نگهبان از طریق روزنامه رسمی کشور ابلاغ می شوند و پس از ۱۵ روز از تاریخ ابلاغ عمومی قابل اجرا هستند.

این قوانین متضمن حق و تکلیف برای افراد هستند همانطور که همه افراد از حقوق قانونی شناخته شده بهره مند هستند باید به تکالیف قانونی خود عمل نیز نمایند.

در دنیای امروز استفاده از حق و انجام تکالیف اگر مورد حمایت قرار نگیرد یک شعار است چه بسیار افرادی که به حقوق خود آگاه نیستند یا اینکه توان مطالبه و اجرای آن را ندارند. این است که در ابعاد مختلف تدابیری اتخاذ شده است تا شهروندان بتوانند از مزایای حقوق قانونی خود بهره مند شوند و به تکالیف خود نیز در همان محدوده ای که قانونگذار تعیین نموده عمل نمایند.

در آنجا که شهروند مدعی حقی است اینکه این ادعای او چقدر با واقعیت منطبق است و یا در مواردی که شخص از قانون تخلف کرده و با این تخلف خود به دیگری خسارت مالی یا جانی وارد نموده یا با ارتکاب جرم به نظم عمومی و اخلاق حسنه لطمه زده است اینکه اقتضای حکم قانون درباره این شهروند چیست؟ پاسخ به آن در بسیاری موارد بسیار سخت و پیچیده است. اجرای مساوی و برابر قانون برای همه افراد اقتضا دارد تا همه یکسان از قانون آگاهی داشته باشند و بتوانند از مزایای آن به نفع خود استفاده کنند ولی آیا این امر در عالم واقع همینطور است و آیا اساساً امکان پذیر است؟

دانش قانون سالهاست که دانشی تخصصی و پیچیده است و امکان آگاهی و کسب مهارتهای استفاده از آن نه تنها برای همه امکان پذیر نمی باشد بلکه امروزه برای اهل فن نیز آگاهی و تسلط به همه بخشهای آن غیرممکن شده است. حقوق به شاخه های بسیار متعددی تقسیم شده و هر فرد می تواند در یک یا چند رشته تحصیل و کسب مهارت یا تجربه نماید.

اینجاست که افراد برای امکان استفاده از مزایای قانون باید بتوانند از دانش و تجربه افراد متخصص و ذیصلاح استفاده نمایند و این امر عامل اساسی برای استفاده برابر شهروندان از مزایای قانونی می باشد.

قانونگذار به وکلا به عنوان متخصصین و اشخاص دانا به قانون صلاحیت این امر را اعطاء کرده است تا در مقام تعارض بین حقوق افراد و یا حقوق افراد و جامعه بتوانند به نمایندگی از موکل خود اقدام نمایند.

از همین فلسفه و مبنای استفاده از خدمات وکیل می توان به نقش وکیل در دعاوی و وظیفه وی پی برد و پرسشی را که در ابتدای نوشتار مطرح کردیم پاسخ داد.

اینکه وظیفه وکیل دفاع از موکل خود است با توجه به آنچه که بر شمردیم امری صحیح است و طبیعت امر نیز همین اقتضاء را دارد. 

موکل وکیل را در کنار خود به کار گرفته تا از دانش و آگاهی وی نسبت به قانون استفاده و بدینوسیله بتواند از مزایای قانون در مورد ادعای خود و یا در پاسخ به ادعای دیگران استفاده نماید.

وکیل حق ندارد به زیان موکل خود سخنی بر زبان بیاورد و یا راز او را که به مناسبت انجام وکالت کشف کرده برملا نماید. وکیل امین موکل خود است و موکل او را برای استفاده از دانش حقوقی و قانونی وی بکار گرفته است و بنابراین خارج از این موضوع بدون اذن موکل نمی تواند هیچ اقدامی به عمل آورد.

اما اشتباهی که در برداشت عمومی از وظیفه وکیل وجود دارد را باید اینطور اصلاح نمود که وظیفه وکیل نجات موکل نیست بلکه دفاع از وی است.

با توجه به آنچه ذکر شد رسالت و تعهد وکیل آشکار است وکیل چراغ قانون را روشن کرده و اتاق تاریک ادعا را روشن می نماید.

تفسیری را که وکیل از قانون ارائه می نماید جایگاه موکلش را در این اتاق تعیین و مشخص می نماید.

توسل به مغلطه و خروج از قواعد تفسیر قانون خروج وکیل از حدود اختیارات قانونی است.

قلب موضوعات، صحنه سازی به قصد انحراف ذهن قضات از واقعیت و مطالبی از این قبیل همه خروج از وظیفه و نقش وکیل است. اما تشخیص اینکه کجا وکیل از این خطوط قرمز خارج شده حتی برای اصحاب فن نیز چندان آسان نیست برای روشنتر شدن موضوع ذیلاً مثالی ساده آورده و نقش وکیل توضیح داده می شود تا مطلب بیشتر روشن شود.

فرض کنید الف مدعی است که در یک نزاع «ب» به او حمله ور شده و با ضربات چاقو او را مجروح کرده است. در این مقام دو گروه مطالب وجود دارد: گروه اول مطالبی است که جنبه موضوعی دارد یعنی اتفاقاتی که ممکن است در عالم خارج رخ داده باشد مانند پاسخ به این سؤالات: ۱- در زمان نزاع الف در محل بوده یا خیر؟ ۲- ضربات توسط الف وارد شده یا شخص دیگری؟ ۳- ضربات به وسیله چاقو وارد شده یا شیئی دیگر؟

اما مطالب دیگری هم هست که جنبه حکمی دارد و آن اینکه: ۱- بر فرض که با چاقو این ضربات را وارد کرده باشد عمل وی منطبق بر کدامیک از مواد قانونی است و مجازات وی بر این مبنا چه می باشد؟ ۲- آیا «ب» مشمول شرایط دفاع مشروع یا کیفیات مشدده یا مخففه (شرایطی که به قاضی اجازه می دهد مجازات را لغو نموده و یا تشدید کرده یا کاهش دهد) می باشد؟

در موضوعات اول دلایل توسط شخص مدعی یا مدعی العموم جمع آوری و اقامه می گردد وکیل متهم بر اساس مبانی منطقی و اصول و موازین حقوقی و قانونی تفسیر خود را از وزن دلایل ارائه و نتیجه گیری می نماید که آیا این دلایل با توجه به موازین منطقی و حقوقی شناخته شده کافی برای اثبات ادعاهای مطرح شده هستند یا خیر؟

استدلال وکیل برای اثبات اینکه دلایل کافی برای انتساب عمل به موکل وی نیستند یا ادعا را ثابت نمی نمایند به منزله قلب واقعیت یا به اصطلاح ناحق را حق جلوه دادن نیست.

همانطور که ذکر شد مرز بین استدلال و تفسیر قانون با قلب واقعیت و مغلطه در بسیاری موارد پیچیده و تشخیص آن جز به وسیله اهل فن ممکن نمی باشد.

در گروه دوم که انتساب عمل به شخص الف محرز و ثابت است تلاش وکیل این است که نشان دهد جرمی را که موکلش مرتکب شده مصداق کدام قانون یا مواد قانونی است تا بیش از آنچه که مورد نظر قانونگذار بوده موکلش مجازات نشود و موکلش بتواند با توجه به شرایط حاکم بر وضعیت ارتکاب جرم از تخفیفات قانونی استفاده نماید.

این تلاش وکیل تلاشی در چهارچوب هدف قانونگذار و نقشی است که قانوناً از وکیل انتظار می رود اما در عرف از آنجا که ممکن است «ب» به جرم خود اعتراف کرده باشد این تلاش وکیل تلاش برای نجات مجرم تلقی و انعکاس منفی را در ذهن افراد جامعه ایجاد می کند در حالیکه همانطور که ذکر شد و باز تأکید می نمایم تلاش وکیل نجات موکل نیست دفاع از وی است و دفاع از جمله حقوق اولیه هر شهروند است که در کنار سایر حقوق اولیه مانند حق آزادی و حیات می توان از آن نام برد.

شما عزیزان می توانید جهت مشاوره با بهترین وکیل تهران اینجا کلیک کنید و با وکیل های حرفه ای و متخصص صحبت کنید.

آیا این خبر مفید بود؟
جهت مشاهده نظرات دیگران اینجا کلیک کنید
copied